
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، فاطمه عزیزی؛ برخی از دولتمردان ما مسیری را طی کردهاند که از ابتدای دوران فناوری جدید ناصرالدین شاه قاجار طی کرد؛ نپذیرفتن فناوری! این نظریه به این مهم اشاره میکند که در پی نپذیرفتن فناوری و تصویب قوانین مطلوب برای بهرهمندی هرچه بیشتر از آن در طولانی مدت و در پی «جبر فناورانه» استفاده از آن تبعات مخربتری به جای خواهد گذاشت؛ همچنین «پذیرش ناقص فناوری» موجب خسارتهای فراوانی خواهد شد.
همانطور که در دولتهای نهم و دهم نیز شاهد بودیم که چگونه شبکههای اجتماعی یکی پس از دیگری فیلتر شدند و جایگزینهای آنها به سرعت به دل مردم نفوذ کرد و حتی کاسبیای تحت عنوان فروش گوشی وی چتدار شکل گرفت. این در حالی بود که باراک اوباما چهرهای سیاسی که در اذهان به خوبی به یادگار مانده است و برخی اهالی فضای مجازی و نیز دیپلماتها بهخف خود و نیز تأثیرگذاری بر عموم جامعه استفاده میکنند.
البته فضای توییتر تنها برای اثربخشی سیاستمداران مورد استفاده قرار نگرفته و در این بین برخی هنرمندان نیز با استفاده از این فضا درصدد کنشگری فعال برآمدهاند که متأسفانه با توجه به نبود آگاهی مطلوب نسبت به وقایع، با بیان احساسی خود، گاهی موجبات تشنج جامعه را فراهم کردند.
از اینرو شاید مطلوب آن باشد که نخست سیاستگذاران ما به جای آنکه مدام درصدد انسداد باشند، از شیوه مطلوب برای انتقال پیام استفاده کرده و همواره با ادله پاسخگوی موارد باشند. از دیگر سو مطلوب است که همواره به شبکههای اجتماعی به چشم یک جدول SWOT نگریسته شود و به جای آنکه محدود یا مسدود شوند، از راههای مناسب برای تبدیل نقاط ضعف به قوت استفاده شود.
همچنین مورد دیگری که میتواند مورد بهرهمندی قرار بگیرد، آموزش یک فرهنگ مطلوب برای حضور در جامعه نخبگانی است که میتواند حتی با برگزاری کلاسهایی ویژه سلبریتیها، سیاستمداران و حتی عموم مردم در سطح ادارات و دانشگاهها صورت پذیرد و بر این اساس هم از اشاعه اطلاعات غلط، کنشگری هیجانی و اثرگذاری منفی پیشگیری کرد و به جهانی شدن یک فرهنگ مطلوب نیز کمک شایان توجهی کرد.
