
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، رضوان ادیبی؛ نامش قاسم بود ۶۳ ساله زاده روستایی در کویر، روستایی که رنگ و بوی زندگیهای پرهیاهوی مدرن را ندارد روستایی که از تجدد چشم و هم چشمی، اشرافی گری، رانت بازی و رقابتهای پلید بویی نبرده است. روستایی بانام قنات ملک ۱۸۰ کیلومتر آنطرفتر از کرمان.
پدر و مادرش کشاورز بودند وخودش هم بنایی میکرد آقازاده هم نبود دو تابعیتی هم نبود انگلیس، فرانسه و آمریکا هم تحصیلنکرده بود.
او چه کرد که همه ما وقتی خبر شهادتش را شنیدیم از مرزهای افکارمان از خط و خطوط سیاسیمان از حزب و حزببازیمان وازهرچه مارا ازهم جداکرده گذشتیم، دورهم جمع شدیم واشک ریختیم. اوچه کرد که پس از ۴۱ سال همهی تلاش دشمن رابه زباله دان تاریخ انداخت ودستمان رامحکم تراز هر زمان دیگر دردست یکدیگر فشرد. قاسم زمان ماپس از ۱۳۷۸ سال جملهی حضرت قاسم را برای ما معنا کرد: که شهادت برای من شیریناربابان داعش له نشود.
دیدند قاسمشان بالاترین جایگاه نظامی کشور را داشت بی آنکه ذرهای بخواهد ازجایگاهش برای خانواده اش سؤاستفاده کند ذرهای بخواهد با مردمش جوردیگری رفتارکند ذرهای تکبر داشته باشد ذرهای به فکراشرافی گری ورانت بازی باشد دیدند تواضع و فروتنی خداترس بودن و عاشق اهل بیت بودن را دیدند برون گرا وحزب گرا نبود همه را دوست داشت دراوج قدرت سربه زیر بود. سردارسپهبد حاج قاسم سلیمانی سربازوطن تمام همتش این بود که از مسیر ولایت خارج نشود.
مردم خوب میدانند چه کسی راباید به خانهی قلب راه داد. آن روزی که منفورترین عالم روی زمین بال فرشتهی مارا شکست نمیدانست، قاسم میان این مردم با اراده هنوز زنده است.
آنها که نامردند آنها که جنایتکارند آنهایی که بویی ازانسانیت نبرده اند همچنان دنبال حاج قاسم میگردند برای نبودنش دست وپا میزنند اینقدر دنبال حاج قاسم نگردید آدرس رابه شما میدهم یادداشت کنید؛ جهان قلب هر آزاده
بدانید باید به دور ازهرگونه اختلاف برای نجات اسلام خیمه ولایت رارها نکنید خیمه خیمهی رسول الله است والله والله والله این خیمه اگر آسیب ببیند بیت الله الحرام ومدینه حرم رسول الله ونجف، کربلا، کاظمین، سامرا ومشهد باقی نمیماند قرآن آسیب میبیند.
