
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، حسین رشیدیان ظفرآبادی؛ ولایتمداری شهید حاج قاسم سلیمانی آنقدر شفاف، واضح و صریح است که نیاز به تحلیل و تفسیر ندارد و کافی است اطلاعی از دست نوشتهها، سخنان و وصیت نامه حاج قاسم داشته باشیم. برجستهترین اصل در زندگی حاج قاسم ارتباط با، ولی فقیه از جنس فرمانده و سرباز بود.
ولایت مداری جوهره اساسی مکتب حاج قاسم و بارزترین اصل در زندگی ایشان است و این موضوع را با رفتار و عمل خود نشان داد که تنها حجت سیاسی الهی ولایتمداری است و در این راه مقدس کوشید و حماسهها آفرید. سردار دلها در ولایت پذیری و ولایت مداری هیچ گونه پنهان کاری، مصلحت اندیشی نداشت و تفکر ولایی ایشان برخاسته از معرفت عمیق ایمانی ایشان بود.
سخنان صریح ایشان تایید کننده این مهم است، حاج قاسم عاقبت بخیری را در ولایتمداری میدید و اعتقاد داشت که نظاتور و اطاعت از حضرت آقا، از حضرت آقا سوال میکنند که چرا دستور آزادی دادند؟
حضرت آقا میفرمایند:مگر نمیگویی دعوتش کردیم؟ خب نمیشود دستگیرش کنید، مرام شیعه این است که کسی را که دعوت میکنی و مهمان توست حتی اگر قاتل پدرت باشد، حق نداری آزار بدهی.» رد مورد نظر بعد از آزادی با عملیات پیچیده دوباره دستگیر شد. پیام مهم این خاطره این بود که حاج قاسم ابتدا اطاعت بدون، چون و چرا کردند و بعد از انجام دستور حضرت آقا از ایشان سوال کردند، آن هم برای اینکه به حکمت دستور حضرت آقا اگاهی یابند و در آینده مراقبت کنند که دوباره انجام ندهند؛ و در پایان باید به این مسئله پرداخت که روحیه حاج قاسم یعنی ولایتمداری با اخلاص و توام با خستگی ناپذیری موجب حرکت و برکت عظیمی شد که آیندهی درخشان نظام اسلامی را تضمین کرد و این مهم به این صورت اتفاق افتاد که امت انقلابی و مخصوصا جوانانی که حاج قاسم را قلبا دوست داشتند ایشان را الگو کردند و ایمانشان و اعتقادشان به ولایت هزاران برابر شد و این اصل مهم تقویت گردید. به این دلیل که محبوب محبوب انسان محبوب او میشود، امکان جدا دانستن این دو ممکن نیست و کسی که دوستدار حاج قاسم است هزاران برابر آن، دوستدار و فدایی ولایت است.
