
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، فاطمه امانگاه؛ امنیت و دولت؛ دو واژهای که برای کارآیی همواره به یکدیگر نیاز دارند. آنقدر به هم نزدیکاند که برخی از اندیشمندان علم سیاست تنها وظیفه دولت را در حفظ امنیت و ایفای نقش پلیس میدانند. امنیت انواع گوناگونی از جمله امنیت فردی، عمومی، اجتماعی، خانواده و … دارد که یکی از مهمترین آنها امنیت اجتماعی است. مشخصا برای ایجاد امنیت اجتماعی در یک جامعه باید افکار عمومی توسط دولت کنترل و به آن بها داده شود. مسئلهای که این روزها از فقدانش رنج میبریم؛ توجه به افکار عمومی.
اگر بخواهیم تعریف کوتاهی از افکار عمومی ارائه دهیم میتوانیم بگوییم. افکار عمومی عبارت است از نگرش و واکنش جمعی و مشهودی که بخش بزرگی از جامعه در برابر رویدادهای اجتماعی که اغلب مهم و حیاتی تلقی میشوند نشان میدهند. این واژه زمانی متولد شد که حکومتها در جهان شکل گرفتند. هابز در اهمیت کنترل افکار عمومی ایآشیل دولت فعلی از آن یاد کرد.
مشخصا مسئله آبان ۹۸ زوایای پنهان امنیتی، اجتماعی، فرهنگی و … زیادی داشته است. بخشی متوجه تصمیمگیری و اجرای غلط دولت و بخش دیگری مربوط به اپوزیسیون و نیروهای خارجی میشود. با این همه حق مسلم مردم است که خواهان پاسخگویی از جانب مقصر نامعلوم باشند و دولت موظف است که هرچند دیر این سکوت را بشکند و افکار عمومی را از مسئله پیش آمده مطلع کند. این وضعیت و شرایط حاصل عملکرد دولتی است که نه شاهد تدبیرش بودیم نه انتقال امیدش. اشتباهات متداول یک تصمیم را تا حدی ریشهدار کرد که به یک تابوی امنیتی تبدیل شد.
هیچ گاه نمیتوانیم این بی تدبیری بزرگ و عدم شفافیت عمیق را فراموش کنیم و میتوان شرایط کنونی را مشخصا حاصل عدم شفافیت در تصمیمگیری و مدل انتقال آن به اجتماع بدون هیچ توجهی به شرایط و وضعیت جامعه، سکوت مرگبار در قبال وضعیت اعتراضات، عدم توجه دولت به افکار عمومی و قدرت آن در شکل گیری اعتراضات و ایجاد تغییرات در کشور دانست. برای علت تشویش شرایط اجتماعی و از دست رفتن اعتماد عمومی باید به بیتدبیریها اشاره کرد. برای نجات از این وضعیت مسئولین باید به مولفههای مهم شفافیت، توجه به مردم، پاسخگویی، مسئولیت پذیری، اعتماد عمومی و … عنایت کنند.
