
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، محمود محمدیزاده؛ بعدازظهر جمعه ۷ آذرماه، دانشمند و پدر برنامه هستهای ایران در شهر آبسرد دماوند ترور میشود. دکتر محسن فخری زاده به همراه همسر و فرزندانش به خانه مادر خانمش در شهر رستم کلا برای صرف ناهار میرود. رئیس سازمان پژوهش و نوآوری وزارت دفاع و همراهانش شامل ۲ نفر محافظ و یک راننده در خودروی جلو و همسر و فرزندانش در اتومبیل دیگری سوار بوده اند.
بر اساس اطلاعاتی که نگارنده کسب کرده در حین بازگشت، مهاجمان مسلح که جمعا حدود ۱۲ نفر بوده اند (شامل ۲ خودرو و ۴ موتور سوار) یک دستگاه نیسان باری آبی رنگ حامل مواد شدیدالانفجار را در مسیر کاروان منفجر ساخته و مبادرت به تیراندازی به خودروی دکتر فخری زاده مینمایند. این دانشمند اتمی در اثر این سوء قصد مسلحانه زخمی شده و در بیمارستان به شهادت میرسد.
تصاویر منتشر شن نشان دهنده اهمیت استراتژیک حذف شهید فخری زاده برای دولتمردان صهیونیست است.
سازمان جاسوسی اسرائیل احتمالا هیچگاه ریسک فرستادن مامورانش به ایران را نخواهد کرد و به جای آن از نیروهایی با ملیت ایرانی برای ماموریتهای اینچنینی استفاده میکند. با انگیزهترین افراد برای موساد، معارضین نظام جمهوری اسلامی و گروههای تروریستی که در درون کشور سازمان و ریشه دارند خواهد بود. سازمان مجاهدین خلق، پژاک، الاحوازیه و … میتوانند جزو گزینهها باشند.
قبل از ترور شهید فخری زاده، ایهود اولمرت و بنیامین نتانیاهو نخست وزیران سابق و فعلی رژیم اسرائیل، در رسانهها اسم این دانشمند اتمی را به زبان آورده و او را تهدید به ترور میکنند. چرا محافظان چنین شخصیت مهم و حساسی که رسما و علنا به ترور تهدید میشود اندک بوده و خودروی ضد گلوله برای حفاظت از او تخصیص داده نشده است؟
تیم تروریستی موساد از کجا میدانسته که این دانشمند اتمی قرار است روز جمعه به شهر رستم کلا برود و اطلاعات دقیق مسیر بازگشت وی را از کدام منبع کسب کرده است؟ پس از انجام عملیات، این تعداد فرد مسلح چگونه فراری داده شده و به کجا رفته اند؟ در نهایت اعتقاد نویسنده متن بر این بوده که مسئله نفوذ در ایران بسیار پیچیده و گسترده است و بدون تعارف باید آن را در سطوح مختلف جستجو کرد.
