گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو -یادداشت دانشجویی* به چه جرمی ابد و یک روز؟ به راستی گناهمان چیست که متهمیم به ابد و یک روز؟ آنقدر وضعیت وخیم است که باید یک روز بعد از مرگمان هم در این زندان کثیف و مخروبه بمانیم: «خراب شه خونه ای که بزرگتر نداره… هر کس از این خونه نره از سگ کمتره و هر کس بره و برگرده از سگ کمتره… کمتره… کمتره…» دیالوگ هایی که کارگردان جوان فیلم در خاطرمان جا می گذارد. مثل ابد و یک روز، مثل جام بلوری است که پر شده از همان تریاک های تلخ محسن فیلم.
فیلم قصه دارد، کارگردان خلاقانه و هوشمندانه با اشراف به تلخی که تصویر می کند با جاگذاری دیالوگ های طنز و صحنه های کمیک و قصه ای جذاب، مخاطب را تا آخر فیلم با درد وداد های کارکترها همراه می کند و منتظر نگه می دارد تا ببیند “سمیه” می ورد یا می ماند. اما ظاهرا این اعجوبه (اشاره به صحبت های مجری جشنواره فجر در حین گرفتن جایزه سعید روستایی) و شگفتی ساز نمی داند آب شوری که تصویر کرده با چند قطره آب شیرین (شیرنی البته از منظر خودشان) تغییر نمی کند.
انتشار یادداشتهای دانشجویی به معنای تایید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروهها و فعالین دانشجویی است.
