«ائتلاف‌های قومیتی» مانعی بر «عدالت اجتماعی»

با درون گرایی اقوام و فرق، نگاه ما به این سمت و سو رفته است که ‏چگونه بتوانیم با ائتلاف‌های شکننده و غیر منطقی که خود می‌تواند موانعی برای عدالت اجتماعی حتی برای خود اقوام گردد، راه را بر دیگری سد ‏کنیم. این وضع طوری ادامه یافته است که هر گاه یکی بر کوس پیروزی بزند...
با درون گرایی اقوام و فرق، نگاه ما به این سمت و سو رفته است که ‏چگونه بتوانیم با ائتلاف‌های شکننده و غیر منطقی که خود می‌تواند موانعی برای عدالت اجتماعی حتی برای خود اقوام گردد، راه را بر دیگری سد ‏کنیم. این وضع طوری ادامه یافته است که هر گاه یکی بر کوس پیروزی بزند…

گروه دانشگاه «خبرگزاری دانشجو، یادداشت * اصل واژه دموکراسی به معنی حکومت مردم بر خودشان و از اصطلاحات یونانی است. در یونان قدیم دولت شهرهایی وجود داشت که هر کدام با ‏اینکه یک شهر بودند ولی دولتی مستقل با همه اجزایش برای خودشان داشتند. اساس حکومت بر مردم استوار بود. ایران قدیم نیز با تشکیل ‏ساتراپ‌هایی(ایالت) مستقل این رویه را طور دیگری زیر نظر یک پادشاه و با داشتن حکومت مرکزی اداره می‌کرد. ساتراپ‌ها استقلال عمل داشتند.

 

‏در قرون جدید واژه‌ای به نام ناسیونالیسم یا همان ملی گرایی ایجاد شد. در درون این ناسیونالیسم یا ملی گرایی که حول محور وطن پرستی و ‏سایر اجزاء انسجام دهنده وحدت ملی می‌چرخید، اقوام خُرد درون یک حوزه جغرافیایی وسیع‌تر نیز به این فکر افتادند که همگام با نگاه ملی ‏گرایانه که خیلی قوی هم نبود، نگاهی قوم گرایانه به پدیده‌های سیاسی و اجتماعی داشته باشند.

منبع  : خبرگزاری دانشجو

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *