در شهر ما کاندیدای عزیزی اتوبوس اتوبوس آدم را به شهر پدری خود میبرد و از آنها پذیرایی میکرد و صبح انتخابات اتوبوس اتوبوس آدم را از شهری که پسوند نامش هم یادآور آن دیار است به شهر ما آورد و این شد که الان بر کرسی رفیع نمایندگی مجلس تکیه زده است؛ به همین سادگی.
» گروه دانشگاه «خبرگزاری دانشجو»، یادداشت دانشجویی* هرچه به انتخابات مجلس شورای اسلامی نزدیکتر میشویم، تب و تاب نمایندگان سابق و کاندیداهای فعلی که هر فرد جامعه را یک برگه رای بالقوه میبینند، با هدف (احساس تکلیف و خدمتگزاری به مردم همیشه در صحنه و به دعوت اقشار فرهیخته!) آغاز میشود.
آنهایی که از امکانات مالی مناسب برخوردارند، ملاقاتهای مردمی میگذارند و از مناطق حاشیه نشین و کم درآمد شهر بازدید میکنند و قولهای مساعد میدهند که دغدغه اول ما مردماند. اما صبح بعد از انتخابات دیگر نه خود را میشناسند نه مردم دردکشیده را: من کیام؟ شما کی هستید؟ اینجا کجاست؟
