آقای راننده، لطفا سر اتوبوس را سمت «USA» بچرخانید! +تصاویر

دخترها قصد آرام شدن نداشتند، به راننده گیر دادند که اینجا کجاست؟ شما قرار بود ما را از مرز رد کرده و به آمریکا برسانید تا کاخ سفید را اشغال کنیم، یا سر اتوبوس را به سوی USA بچرخانید تا پرچم انقلاب اسلامی را در آنجا به اهتراز درآوریم.
دخترها قصد آرام شدن نداشتند، به راننده گیر دادند که اینجا کجاست؟ شما قرار بود ما را از مرز رد کرده و به آمریکا برسانید تا کاخ سفید را اشغال کنیم، یا سر اتوبوس را به سوی USA بچرخانید تا پرچم انقلاب اسلامی را در آنجا به اهتراز درآوریم.

به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از ایلام، چهارشنبه، ۱۱/ ۵/ ۱۳۹۴. مگر راضی می شد؟ مرغش فقط یک پا داشت، اجازه نمی داد که به اردوی جهادی بروم، معتقد بود که چاه مشکلات روستاییان آنقدر عمیق است که با همت یک لشکر از مسئولین حل نمی شود چه برسد به حضور چند جوان آن هم از قشر نازک نارنجی دانشجو. می گفت: این دنیا با همه وسعتش را رها کرده ای و به دهلران که گلبول های قرمز آدم زیر آفتابش مغزپخت می شوند؛ چسبیده ای!

با هزار قربان صدقه رفتن، جوراب شستن و خواندن تصنیف من درآوردی «بابای خوب و مهربان، دانا و ماه و خوش زبان، چه چیزی بگم، نه نمی گی؟» توانستم دلش را به دست آورم اما این اداها چیزی از غر زدن های ابوی بزرگوار کم نمی کرد.

قرارمان این بود که ساعت ۱۵ در مجتمع رفاهی لاله جمع شویم تا به سمت میدان جهاد حرکت کنیم، ساعت ۳۰: ۲ دقیقه که به مجتمع رفتم پرنده پر نمی زد. از قرار معلوم برخی از بچه ها در رستوران مشغول تناول غذا بودند، برخی دیگر نیز در سالن اجتماعات شقایق، عکس های تکی، سلفی و جمعی می گرفتند، یک عده ای نیز در نمازخانه به خواب عمیقی رفته بودند و صدای خروپف شان گوش فلک را کر کرده بود.

منبع  : خبرگزاری دانشجو

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *