هاشمی آنجا مُرد که سرمایه دارهای نوکیسه را در جرز مبلهای سلطنتیاش پنهان کرد و در قلعه انقلابی که قرار بود چماقش بر سر همین سرمایهدارها کوبیده شود، پیادهشان کرد.
گروه دانشگاه «خبرگزاری دانشجو» – یادداشت دانشجویی*؛ میگویند انقلاب فرزندان خود را میبلعد. هاشمی؛ اما اولین فرزندی است که مادرش را بلعید. آن روزی که در اوایل دهه هفتاد معاونش پشت تریبون نماز جمعه _ که روزی طالقانی پرسوزترین نالههای انقلاب را آنجا سر میداد _ رفت و از له شدن طبقه متوسط زیر چرخهای توسعه سخن گفت؛ عملا تولد دوباره سرمایه داری در ایران و مرگ انقلاب را اعلام کرد.
هرچند مدت زیادی از عزل منتظری به جرم «سپردن انقلاب به دست لیبرالها» نگذشته بود که آقای رئیس جمهور علنا خود و انقلاب را به دست لیبرالیسم سپرد و هیچکس متعرضش نشد.
