گروه دانشگاه-«خبرگزاری دانشجو»-یادداشت دانشجویی؛ پس از انقلاب اسلامي روشهاي مختلفي در جذب دانشجويان دوره دكتري وجود داشته است به عنوان مثال در دوره سازندگي و اصلاحات دانشجويان براي جذب در دوره زارشدكتري هر دانشگاهي بايد جداگانه مورد سنجش قرار ميگرفتند، به عبارتي جذب دانشجو كاملاً در اختيار دانشگاه بوده و هيچ ملاك برابري وجود نداشته است و سرنوشت دانشجويان به ملاكهاي سليقهاي دانشگاهها و اساتيد دانشگاههاي مختلف گره خورده بود. با توجه به چنين سيستم گزينشي امكان جذب كساني كه صلاحيتهاي لازم را نداشته و صرفاً به خاطر روابط دوستانه يا بعضاً سياسي ميتوانستند در دوره دكتري پذيرش شوند به شدت رو به فزوني بود و حتي بارها و بارها از اينگونه رابطه بازيها در سالهاي دهه ۶۰ و ۷۰ روايت ميشود. يكي از اين رابطه بازيهاي معروف مربوط به يكي از وزراي سابق علوم كشوراست كه اتفاقاً كانديداي انتخابات رياست جمهوري هم بوده، نقل ميشود كه وي رئيس ستاد انتخاباتياش را جهت بورسيه دكتري روي يك تكه كاغذ پاره بيارزش به وزير علوم وقت معرفي ميكند و اتفاقاً فرد مذكور در دوره دكتري علاوه بر پذيرش، بورس هم ميگيرد.
با توجه به اين روند ناعادلانه و ايجاد نارضايتيها در بين كساني كه از آنها حقي ضايع شده بود در دولت نهم براي حل اين مشكل راهحل تقريباً عادلانه آزمون متمركز دكتري پيشنهاد شد به اين ترتيب كه دانش آموختگان دورههاي كارشناسي ارشد در كنكور دوره دكتري شركت ميكردند و بعد از كسب حد نصاب لازم و رتبه مجاز ميتوانستند تعيين دانشگاه كنند تا براي مصاحبه علمي با تأثير حداقلي دعوت شوند و پس از كسب نمرات لازم پذيرفتهشدگان قطعي دوره دكتري مشخص شوند اما اين روش نيز مخالفاني داشت. مخالفان بر اين باور بودند كه در آزمون متمركز با تاثير حداكثري دانستههاي افراد به عبارتي سواد افراد به خوبي سنجيده نميشود و بايد ضريب بيشتري به مصاحبههاي علمي اختصاص داده شود بنابراين روش ديگري براي جذب دانشجويان دوره دكتري پياده شد كه شباهت زيادي به روش قبلي داشت با اين تفاوت كه از ضريب تاثير آزمون متمركز كاسته شده بود و به ضريب تاثير مصاحبههاي علمي افزوده شد به طوري كه ضريب مصاحبههاي علمي به ۷۰ درصد افزايش يافت به اين ترتيب عملاً اين دانشگاهها و اعضاي هيئت علمي بودند كه مشخص ميكردند از ميان افرادي كه حداقل صلاحيتهاي لازم را دارند چه كسي ميتواند در دوره دكتري ادامه تحصيل بدهد.
