به گزارش «خبرگزاری دانشجو»، یادداشت دانشجویی؛ سریال پایتخت طی سالهای اخیر هرگاه به تلویزیون آمده مخاطبان زیادی را به خود جذب کرده است. این جذب مخاطب را البته بسیار تحلیل کرده اند تحلیل گران. اما آنچه که شاید تا حدودی مغفول مانده است در نوع رویکرد سریال پایتخت است. سریال پایتخت بر خلاف اسمش تا توانسته از پایتخت فاصله گرفته و اتفاقا- به زعم نگارنده- بهترین قسمت هایش حتی از نظر بار فنی همان قسمتهایی است که خارج از پایتخت تهیه شده است.
یکی از ویژگی های مشخص سینمای روشن فکری آن است که کارگردان دقیقا نمی داند که از چه صحبت می کند یا اگر می داند این اطلاعش به صورت کاریکاتوری به او رسیده و یا خود به عمد به صورت کاریکاتوری اطلاعاتش را انتخاب کرده است. همین قاعده ی ساده می تواند نشان دهد که چرا عمده ی فیلم سازان جشنواره ای یا به عبارتی شبه روشن فکر برای ساخت آثار خود هیچ گاه نمی توانند به خوبی اطرافشان را ببینند. این نداشتن دید درست که یا عمدی است یا سهوی نتیجه مشخصی در پی دارد و آن سینمای کاریکاتوری است. سینمایی که سالها از آن می گذرد و در کشوری با این حجم بالا از شخصیتهای خاص و چالش برانگیز کمترین استفاده و توجه را به مهمترین اتفاقات مکانی و زمانی مردمانش می کند.
