جنگ های نیابتی، حربه جدید شیطان

جنگ های نیابتی نوعی از درگیری و مداخله نظامی است که طرفین منازعه به دلایل مذکور راغب به ورود مستقیم نیستند و به وسیله ی نیرو های ثالث از جمله دول دیگر و یا گروههای جدایی طلب و مخالف حاکمیت وارد جنگ و ایجاد جبهه جنگ بدون درگیری خود در میادن دلخواه خود می کنند.
جنگ های نیابتی نوعی از درگیری و مداخله نظامی است که طرفین منازعه به دلایل مذکور راغب به ورود مستقیم نیستند و به وسیله ی نیرو های ثالث از جمله دول دیگر و یا گروههای جدایی طلب و مخالف حاکمیت وارد جنگ و ایجاد جبهه جنگ بدون درگیری خود در میادن دلخواه خود می کنند.

گروه دانشگاه «خبرگزاری دانشجو»- یادداشت دانشجویی*؛  هزینه های سنگین ورود مستقیم نظامی و تبعات سیاسی و اقتصادی و همچنین هجمه های رسانه ای در برابر رفتار طرفین به ویژه دردوران جنگ سرد باعث پیاده سازی سیاست جنگ های نیابتی شد. جنگ های نیابتی نوعی از درگیری و مداخله نظامی است که طرفین منازعه به دلایل مذکور راغب به ورود مستقیم نیستند و به وسیله ی نیرو های ثالث از جمله دول دیگر و یا گروههای جدایی طلب و مخالف حاکمیت وارد جنگ و ایجاد جبهه جنگ بدون درگیری خود در میادین دلخواه خود می کنند. حمایت های مالی و سیاسی و حمایت های مالی و نظامی اشکار و پنهان درکنار پشتیبانی ایدئولوژیک طرفین از جبهه های وابسته به خود نیز ادامه می یابد حال که گاها نیز ادامه این روند باعث مداخله مستقیم طرف هدایت گر جنگ نیابتی نیز می شود مانند جنگ ویتنام و …

 

بررسی وضعیت چند دهه گذشته و مقایسه آن با سال های اخیر نشان از تغییر رویکرد مداخله جویانه کشورهای مستکبر و استعمار طلب غربی، در کنار رفتار سلطه جویانه آنان، در مقابله با مخالفان و رقبای خود در منطقه دارد. بزرگترین عاملی که در به هم زدن معادلات جهانی به ویژه منطقه حساس غرب آسیا نقش بسزایی ایفا می کند انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 است بدون شک الگوی استقلال و مبازره با استکبار با محور دین و دفاع از تمامیت ان با توده های مردم امیدی بس بزرگ و باوری بس شگرف را در دل مردم منطقه به وجود اورد. همزمانی بیداری اسلامی و گسترش نفوذ انقلاب اسلامی و به تبع ان رکود دیدگاه های غربی باعث شد تا سیاست های غربی و عربی منحرف با تمام قوا به میدان امده و با تمام قوا تلاش خود را متوجه تصرف انقلاب های منطقه کنند. حال انکه در بخشی هم موفق شدند با درگیر کردن جبهه های انقلابیون و استفاده از ضعف هایی همچون نبود پشتوانه قوی فکری و رهبری حکیمانه همچون امام راحل، این حرکت های مردمی را به ورطه شکست یا انحراف بکشانند. البته در کنار آن باز هم در چند جبهه به بد ترین شکل ممکن خوار شدند. از جمله شکست از محور مقاومت در سوریه و عراق و ناتوانی در خاموش نمودن شعله انقلاب بحرین.

منبع  : خبرگزاری دانشجو

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *