عصر یکشنبه ، بوی بهشت

برایشان فرقی میان خاکریز و میز نبود همه جا می توانست به آسمان ختم شود و سنگری باشد برای تیر زهر آلود منافقان ، هر سری که از پیکرش جدا می شد بر طبل رسوایی این دشمنان قسم خورده می کوبید...
برایشان فرقی میان خاکریز و میز نبود همه جا می توانست به آسمان ختم شود و سنگری باشد برای تیر زهر آلود منافقان ، هر سری که از پیکرش جدا می شد بر طبل رسوایی این دشمنان قسم خورده می کوبید…

 

گروه دانشگاه «خبرگزاری دانشجو»، یادداشت دانشجویی-*؛ عصر کدام یکشنبه دلتان هوایی شد و پرِ پروازتان هوای پریدن به دلش افتاد . خمینی(ره) آن پیرفرزانه عشق ، دلش به تو قرص بود ، به تو و یارانت ، به قدم های استوارت ، به مظلومانه زندگی کردنت ، به اینکه خار چشم دشمنانی ، راستی بوی بهشت عصر آن یکشنبه از کجا می آمد ؟ تو را چطور می خواند؟

امسال هم هفتم تیر یکشنبه است اما پرِ پرواز هیچ کداممان هوای پریدن ندارد . دلمان بند زمین است . دستتان به کجای آسمان بند بود که اینطور بی هوا رفتید؟ یاران امام همگی مسیر آسمان را رصد کرده بودند آن ها که با دلشان عاشق امام بودند و در سر سودای دلی را داشتند که کربلایش شش گوشه آسمان است نکند بند همین شش گوشه بودند ، همین ۷۲ فانوس عاشق که ترجمان شیدایی ولایتند .

فاطمه حسینی-فعال دانشجویی

انتشار یادداشت‌های دانشجویی به معنای تایید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروه‌ها و فعالین دانشجویی است.

منبع  : خبرگزاری دانشجو

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *