به گزارش «خبرگزاری دانشجو»، علی سعیدپور*؛ روزگاری برای تحصیل با وجود مدارس پر جمعیت و چند شیفته سختی های زیادی را تحمل می کردیم و از کمبود امکانات رنج می بردیم. بعضا مناطق روستایی حتی مرکز آموزشی نداشتند و اگر کسی قصد تحصیل داشت باید با طی کردن مسافت زیادی به اولین مدرسه نزدیک به محل زندگی اش می رفت. در چنین شرایطی داشتن یک معلم خوب و دلسوخته نعمت بزرگی بود. برای همین دانش آموزان قدر معلم های خودشان را می دانستند و با ذوق و شکل در کلاس های درس حاضر می شدند تا بتوانند چیزی یاد بگیرند.
از آنجایی که در هر خانواده تعداد افراد تحصیل کرده کم بود، تنها مکانی که بچه ها می توانستند اشکالاتشان را برطرف کنند مدرسه بود و تنها کسی که راهنماییشان می کرد معلمشان بود. بعضا اگر هم فرد نسبتا تحصیل کرده ای در خانواده شان وجود داشت فرصت و زمان کافی را نداشت تا اشکالاتشان را برطرف کند. همه چیز به همان زمان اندک کلاس و معلم ختم می شد و دانش آموزان اگر کمی شانس داشتند با پیدا کردن کتاب های حل المسائل که از یک دوره رواج پیدا کرد می توانستند تا حدودی مشکلاتشان را برطرف کنند. تا اینکه نام کنکور به میان آمد و رقابت در این زمینه سخت و سخت تر شد. کم کم موسسات و آموزشگاه های مختلف تاسیس شدند. موسساتی که دیگر دلسوزی آن معلم های قدیم را نداشتند و تنها چیزی که برایشان مهم بود کسب درآمد بود.
تب داغ کنکور امروزه نه تنها گریبان گیر علاقه مندان به علم و تحصیل شده است، بلکه خانواده ها، معلمان و خیلی از افراد دیگر را نیز درگیر کرده است. متاسفانه مثل خیلی از جاهای دیگر که پای کسب سود و منفعت مالی در میان است، افراد فرصت طلب و سودجو با سوءاستفاده از نگرانی خانواده ها و داوطلبانی که درصدد کسب بهترین نتیجه ها هستند، سعی می کنند تا مبالغ کلانی به جیب بزنند و به اصطلاح از آب گل آلود ماهی بگیرند. با شروع فصل تابستان و پایان سال تحصیلی، این موسسات به تکاپو می افتند و فعالیت های خودشان را برای جذب هر چه بیشتر داوطلبان کنکور آغاز می کنند؛ از پخش تراکت و بیلبوردهای تبلیغاتی گرفته تا تبلیغات مختلف و بعضا متفاوت تلویزیونی.
