دعوت…

 اربعین، سفری است که با یک «دعوت» شروع می‌شود و حالا که از سوی دلیل حیات و ارباب عالمین دعوت شده‌ای، پس بی‌شک تو را بدرقه می‌کند در مسیری که برایت آماده کرده..
۲۳:۰۸

۱۴۰۵/۰۵/۰۱
 اربعین، سفری است که با یک «دعوت» شروع می‌شود و حالا که از سوی دلیل حیات و ارباب عالمین دعوت شده‌ای، پس بی‌شک تو را بدرقه می‌کند در مسیری که برایت آماده کرده..

قزوین- امروز از همان روزهایی‌ست که وقت برای سر خاراندن پیدا نکردم. از همان روزهایی که با همه روزهای سال فرق دارد. بیدار می‌شوی، هی به ساعت نگاه می‌کنی و هنوز لحظه‌ای که انتظارش را می‌کشی نرسیده است. انگار عقربه‌ها هم می‌دانند امروز، روز معمولی‌ای نیست. هر کاری را انجام می‌دهی، اما دلت جای دیگری‌ست؛ میان جاده‌ای که هنوز ندیده‌ای، میان قدم‌هایی که هنوز برنداشته‌ای و میان سلامی که هر ثانیه نثار صاحب این راه می‌کنی.

تمام مشغله امروز را ساعت ۱۴:۳۰ دقیقه، روی راه‌پله‌ها و پشت درِ خانه گذاشتم و برای راهی شدن آماده شدم. آنقدر دلم هوای رفتن داشت، که ندانستم در عرض چند دقیقه چطور وسایل سفره را آماده کردم. خداحافظی با عزیزانم و به رسم سنت‌ها و روشنی آب و آینه، کاسه‌ای آب پشت سرِ منِ مسافر، نوید راهی روشن و مسیری دلخواه را می‌داد…

خیابان شلوغ است. جمعیت برای خداحافظی و بدرقه مسافرانشان دور اتوبوس‌ها ایستاده‌اند. هر گوشه، آغوشی باز است، دستی برای بدرقه بالا رفته و چشمی که اشک را نمی‌تواند پنهان می‌کند. بوی اسپند در هوا پیچیده، آوای خوش صلوات‌ یکی پس از دیگری شنیده می‌شود و اشک‌هایی که هم بر چشم زائران نشسته و هم بر گونه‌های بدرقه‌کنندگان، روایت دلدادگی مردمانی است که خوب می‌دانند این سفر، شبیه هیچ سفر دیگری نیست.

منبع  : خبرگزاری بسیج

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *