روایت انسان‌هایی که همه به یک نام رسیده‌اند

پیاده‌روی اربعین را نمی‌توان تنها با آمار میلیون‌ها زائر یا هزاران موکب روایت کرد. حقیقت اربعین را باید در چشم‌های مردی دید که جارو به دست، زیر پای زائران را تمیز می‌کند، در اشک‌های دامپزشکی که از تونس آمده و تشیع را در مکتب امام حسین(ع) یافته است، در دعای استادی از عراق برای امنیت ایران و عراق، و در دلدادگی جوانی که می‌گوید اگر یک‌بار این مسیر را قدم بزنی، دیگر دلت هیچ‌وقت از آن جدا نمی‌شود.
۰۷:۳۸

۱۴۰۵/۰۵/۱۱
پیاده‌روی اربعین را نمی‌توان تنها با آمار میلیون‌ها زائر یا هزاران موکب روایت کرد. حقیقت اربعین را باید در چشم‌های مردی دید که جارو به دست، زیر پای زائران را تمیز می‌کند، در اشک‌های دامپزشکی که از تونس آمده و تشیع را در مکتب امام حسین(ع) یافته است، در دعای استادی از عراق برای امنیت ایران و عراق، و در دلدادگی جوانی که می‌گوید اگر یک‌بار این مسیر را قدم بزنی، دیگر دلت هیچ‌وقت از آن جدا نمی‌شود.

در این جاده، کسی از دیگری نمی‌پرسد اهل کدام کشور است، چه مذهبی دارد یا چه جایگاهی در جامعه دارد. اینجا استاد دانشگاه کنار کارگر، پزشک کنار رفتگر و پیرمرد کنار نوجوان، همه تنها یک عنوان دارند؛ زائر یا خادم الحسین(ع). انگار اربعین، مرزهایی را که سال‌ها انسان‌ها میان خود ساخته‌اند، در چند قدم از میان برمی‌دارد.

شاید راز ماندگاری این مسیر نیز همین باشد؛ اینکه اربعین، پیش از آنکه راهی به کربلا باشد، سفری به درون انسان است. سفری که آدم‌ها را از خودخواهی به ایثار، از تنهایی به برادری و از خستگی به عشقی می‌رساند که هیچ واژه‌ای توان توصیفش را ندارد.

رضوان الروایعی الحسینی، دامپزشک بازنشسته اهل تونس، سال‌ها پیش حقیقت را در مکتب اهل‌بیت(ع) جست‌وجو کرد و به مذهب تشیع گروید. اکنون سیزده سال است که هر سال خود را به جاده اربعین می‌رساند؛ جاده‌ای که به گفته او، سوخت و روح یک شیعه برای ادامه زندگی است.

منبع  : خبرگزاری بسیج

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *