به گزارش خبرگزاری بسیج از همدان، طیبه حقدوست در جمع خبرنگاران درباره لحظه وقوع حادثه بمباران مدرسه شجره طیبه میناب اظهار کرد: آن روز داخل خانه مشغول انجام کارهای روزمره بودم، صدای انفجار را به آن شکل نشنیدم، اما ناگهان احساس کردم درهای خانه به شدت لرزید، ابتدا تصور کردم کسی پشت در است، اما چند لحظه بعد دوباره همان لرزش تکرار شد، همان لحظه به ذهنم رسید که شاید جنگ شروع شده باشد و این اتفاق به میناب هم رسیده است.
وی ادامه داد: با عجله چادر سر کردم، دختر سه سالهام را در آغوش گرفتم و به کوچه رفتم، مردم با نگرانی بیرون آمده بودند و فضای عجیبی حاکم بود. همان موقع پسرم تماس گرفت و گفت شنیدهاند درمانگاه هدف قرار گرفته است، از آنجا که مدرسه زینب در نزدیکی درمانگاه قرار داشت، ناخودآگاه ذهنم به سمت دخترم رفت، بلافاصله با همسرم تماس گرفتم و از او خواستم هرچه سریعتر خودش را به آنجا برساند، هرچند هنوز باور نمیکردم مدرسه مورد حمله قرار گرفته باشد.
مادر شهیده دانشآموز زینب مکیزاده با اشاره به ساعات نخست پس از حادثه گفت: هر بار با افرادی که در محل حادثه بودند تماس میگرفتم، یا پاسخی نمیشنیدم یا فقط میگفتند بچهها را از زیر آوار بیرون میآورند و نگران نباش؛ هیچکس نمیگفت که چه اتفاقی افتاده است، چون تصور من از آوار، آوار ناشی از زلزله بود، مدام با خودم میگفتم شاید زینب هم زنده باشد و مانند کسانی که پس از چند روز از زیر آوار نجات پیدا میکنند، او هم سالم بیرون بیاید، اصلاً به ذهنم نمیرسید که این آوار، نتیجه اصابت موشک و انفجار باشد.
