۱۳:۰۵
۱۴۰۵/۰۴/۲۳
تبریز- ایستادیم با چشمان اشک بار و سینه ای مالامال از درد فراق، باورش سخت بود ولی واقعیت داشت، ما روبروی امام خود به وداع ایستاده بودیم، آن گونه که اشک ها هم توان ترجمان این همه غم و اندوه مان را نداشت.
خبرگزاری بسیج، رقیه غلامی؛ ساعت نزدیک ۹ صبح روز دوشنبه ۱۵ تیر پس از طی سه مسیر متفاوت در مترو خودمان را به ورودی مصلی از سمت تجریش رساندیم.
نماز امام شهید تمام شده بود و خیل مردم چون سیل از هر طرف مصلی خارج می شد، چهره ها غبار گرفته و پاها انگار رمقی برای بازگشت و جدایی از امام مان نداشت اما ما مشتاق تر و تندتر قدم برمی داشتیم تا به داخل مصلی برسیم.
از سمت ورودی شش وارد شدیم و از همان بدو ورود خودمان را با خنکای آب هایی که خادمان پیشکش می کردند سیراب کردیم.
