شاید اگر روشناندیشی و مکتب فقاهتی ویژه امام خمینی (ره) در همان سالهای اولیه انقلاب نبود، همان چند حرکت تحولآفرین زنان سیاستمدار هم ناکام میماند، بنابراین بهاجمال باید گفت هرچند زنان دوشادوش مردان در دوران مبارزه حضور فعالی در اجتماعات و تبلیغات و حتی تحمل شکنجهها و زندانی سیاسیشدنها داشتند، آنچه در فضای ثبات پس از انقلاب اسلامی اتفاق میافتد حضور اقلیتی از زنان در قالب تشکلهای دانشجویی، انجمنهای خیریهای و نهادهای فرهنگی بهویژه در حوزه تدریس و پژوهش در آموزشوپرورش و دانشگاهها و واگذاری بخش بزرگی از این ظرفیت به ساختارهای مردانه بوده است.
در ادامه مسیر، با وقوع جنگ و شرایط خاص آن دوران باز شاهد کنشگری جدی زنان در عرصه پشتیبانی فضای پشتجبهه و حتی مبارزه در خط مقدم و جانبازی و شهادت چند هزار بانوی ایثارگریم؛ اما در فضای پس از جنگ همچنان الگوی سابق تکرار میشود و زنان دوباره به خانهها برمیگردند و اقلیتی با صرف هزینههای زیاد عاطفی، جسمی، خانوادگی و مالی در صحنه کنشگری میدان سیاست و اجتماع باقی میمانند.
گویی جامعه مذهبی ایران عبادتگاه زن را در خانه و کار ویژه زن را خانهداری و مادری تعریف میکند و حضور اجتماعی را به قدر متیقنهای ضرورت شرعی کاهش میدهد.
