از کوچه‌های قزوین تا نیزار‌های هورالعظیم؛

جانباز ۷۰ درصد قزوینی «محمد علما»، که در عملیات خیبر بر اثر اصابت ترکش به سر و دست، ۲۵ روز بیهوش بود، از روز‌هایی می‌گوید که پزشکان تصمیم به قطع دستش داشتند، اما توسل برادرش به امام رضا(ع)، معجزه‌ای رقم زد که هیچ‌کس باور نمی‌کرد. وی امروز در مغازه‌اش در دل بازار قدیمی قزوین، با همان شور جوانی از عشق به ولایت و خاک وطن می‌گوید.
۱۲:۵۸

۱۴۰۵/۰۴/۲۰
جانباز ۷۰ درصد قزوینی «محمد علما»، که در عملیات خیبر بر اثر اصابت ترکش به سر و دست، ۲۵ روز بیهوش بود، از روز‌هایی می‌گوید که پزشکان تصمیم به قطع دستش داشتند، اما توسل برادرش به امام رضا(ع)، معجزه‌ای رقم زد که هیچ‌کس باور نمی‌کرد. وی امروز در مغازه‌اش در دل بازار قدیمی قزوین، با همان شور جوانی از عشق به ولایت و خاک وطن می‌گوید.

این گزارش، نه یک مصاحبه معمولی، بلکه ورق زدنِ یک زندگی است؛ زندگی مردی که از کوچه‌های خاکی قزوین به باتلاق‌های هورالعظیم رسید و از آنجا، با هفتاد درصد جانبازی، به آغوش خانواده بازگشت. روایتی که در آن، ایمان، ایثار، عشق به امام و ولایت و افتخار به خدمت به وطن، چون رشته‌های یک تسبیح، به هم پیوسته است.

تولد در خانواده‌ای پرجمعیت و مرفه

پانزدهم اردیبهشت سال ۱۳۴۳، در قزوین، نوزادی پا به عرصه هستی گذاشت که قرار بود ششمین پسرِ خانواده در خانه باشد. پدرش قاسم، مردی بازاری و پارچه‌فروش بود که با دسترنج خود، خانواده پرجمعیتش را به خوبی اداره می‌کرد. مادرش نیز، زنی متدین و صبور، که گرمابخش خانه شش پسر و دو دختر بود. محمد، کوچکترین فرزند خانواده بود؛ همان که در اصطلاح قزوینی‌ها به آن «تهتغاری خانه» می‌گویند. خانواده علما، از لحاظ اقتصادی در وضعیت خوبی به سر می‌بردند. پدر، شغل بزازی (پارچه‌فروشی) داشت و در بازار قزوین، نامش برای همگان آشنا بود. محمد اما، هرگز به چشم یک فرزند مرفه به زندگی نگاه نکرد؛ وی از کودکی، ساده‌زیستی را از پدر و مادرش آموخت.

منبع  : خبرگزاری بسیج

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *