آیت الله وحید فرمودند: «شجرة حق اینجور نیست مثل کوه یکجا می نشیند نه به راست گدایی میکند نه از چپ تکدی می کند اینجوری است این دستگاه مستقل مستقیم چرا چون اصل ثابت است و فرع في السماء همیشه هم ثمرش لاينقطع می رسد لذا خیلی خوشحال باشید حوادثی که پیش می آید همیشه به نفع است به خیر است از حوادث باید استفاده کرد»
در دولت آقای روحانی هم شاهد اتفاقات مشابه هستیم چنانچه من معتقدم دولت یازدهم و دوازدهم کشور را فرسنگها از مسیر عدالت دور کرده است. جدای از ریلگذاریهای غلط، ما در این چهل سال، فاقد یک تئوری و مدل اسلامیِ کارآمد در عرصه عدالت هستیم و وقتی از عدالت صحبت میکنیم در کلیگویی و اقدامات ابتدایی متوقف میشویم؛ از طرف دیگر، عدهای که منافعشان با عدالت به خطر میافتد، در مسیر عدالت چه در ساحت تئوری و چه در ساحت عمل سنگاندازی میکنند. نمونه کوچکی از این سنگاندازی را در رفتار وزیر سابق مسکن که نماینده یک طیف محسوب میشد، مشاهده کردیم. البته بر خلاف نظر شما، مردم ناامید نیستند. علیرغم جنگ روانیای که به راه افتاده، در دل مردم ما امید زیادی هست و خود مردم با اتکا به نخبگان و مدیران انقلابی در بدنه نظام، شرایط را تغییر خواهند داد.
مسأله ى فرود آمدن جبرئيل، يك مسأله ى ساده نيست؛ خيال نشود كه جبرئيل براى هر كسى امكان دارد بيايد و يك تناسب كامل بين روح آن كسى كه جبرئيل بر او وارد مى شود و مقام جبرئيل، كه روح اعظم است، لازم است. چه ما همچون اهل نظر قايل شويم كه قضيه ى تنزل جبرئيل، به واسطه ى روح خود ولى يا پيغمبر است كه روح ولى، جبرئيل را تنزيل مى دهد و تا مرتبه ى پايين وارد مى كند يا همچون بعض اهل ظاهر، بگوييم حق تعالى او را مأمور مى كند كه برو و اين مسايل را بگو، تا تناسبى بين روح اين كسى كه جبرئيل به نزد او مى آيد و بين جبرئيل كه روح اعظم است، نباشد اين معنا امكان ندارد.
قبل از انقلاب جلساتی تشکیل می شد از طرف بزرگان قم که حضرت امام خمینی(ره) بودند و مراجع تقلید در آن حاضر بودند و علامه طباطبایی هم در آن جلسات شرکت داشتند و بنده این را از آیت الله شبستری شنیده ام و نقل می کنم که مرحوم علامه در جلسات مشورتی بررسی مسائل حکومت شاه و برخورد با آن حضور جدی داشتند.
این جریان می گوید، چه کسی گفته که آخوندها نائب امام زمان هستند و این اختصاص به آن ها دارد؟؛ آن ها ترویج می دهند که کسان دیگری هم می توانند از امام زمان نظر بگیرند. کار دیگر این جریان این است که می گوید در شرایط فعلی دیگر رُل، تنها به دست آخوندها نیست؛ یعنی می گویند عواطف مذهبی هست اما سعی می کنند آن را به سمت و سوی دیگری ببرند. آن ها با این کارشان، مسئله جایگاه ولایت فقیه که بزرگترین مسئله برای سیاستمداران عالم است را حل و به نوعی آن را هدف می گیرند. یعنی می گویند ما با امام زمان هستیم و وقتی این ارتباط را برقرار کردیم، دیگر چه نیازی به نائب امام زمان هست؟
در مکتب اسلام و به تبع آن انقلاب اسلامی هدف اصلی، اقامه دین در جامعه است اما هرگز مقدمات آن اعم از اقتصاد، معیشت و رفاه عمومی مردم نادیده گرفته نمی شود و یکی از وظایف اصلی حکومت اسلامی تلقی می گردد و چه بسا به لحاظ ترتیب و زمان دارای اولویت بیشتری باشد اما آنچه مسلم است این است که هدف اصلی حکومت اسلامی اقامه دین بوده و باقی مسائل در عین اهمیت به عنوان مقدمات آن و بلکه دقیقا جزئی از همان دین محسوب و پیگیری می شوند چرا که اسلام و مکتب برگرفته از آن برنامه ای جامع برای سعادت دنیا و آخرتِ مردم جامعه توامان باهم است و آیت الله مصباح یزدی هم چیزی جز همین مطلب مسلم، نگفته اند.
آنهایی که می گویند تمدن نوین اسلامی نباشد یعنی ما موتور محرک جوانان انقلابی را خاموش کنیم، یعنی دست از تلاش بکشیم، یعنی اجازه بدهیم رقبای ما و دشمنان اسلام بیشتر پایشان را بر گردن جامعه اسلامی بفشارند.هر وقت که ما دست از اسلام سیاسی و اجتماعی کشیدیم در مسیر خود انزوایی، اضمحلال و نابودی اسلام قرار گرفتیم.