دسته دین ، حوزه و اندیشه

فاطمه زهرا(س)؛ از کار میدانی تا شهادت در راه دفاع از ولایت/ نقلا و عقلا، شک و شبهه ای در شهادت حضرت زهرا(س) وجود ندارد/ مطالعه سیره معصومین، لازمه اتباع از آنهاست

هجوم به خانه آن حضرت و مضروب کردن وجود مقدسش، شکستن پهلوی مبارکش و سقط جنینی که داشت و تبعات ناشی از یک چنین هجمه‌ای این بود که آن وجود مقدس را در بستر شهادت قرار داد. حضرت چندین روز بستری بودند تا شهید شدند و روحشان به سوی خداوند با دلی پردرد پرواز کرد.

درجات اهل نماز در قیامت

درجات افراد اهل نماز در روز قیامت چگونه است؟ در هیاهوی روزگار و مشکلاتی که ناخواسته هر روز بر سر راه انسان قرار می‌گیرند، ممکن است آنچنان که شایسته است به نماز توجه نکنیم لذا خواندن نمازی با توجه و خشوع، یکی از خواست‌های قلبی هر فرد مۆمن به شمار می‌رود.

حدود آزادی در قرآن کریم چگونه بیان شده است

حد و حدود آزادی در کلام نور چگونه بیان شده است؟ نازوب از آن‌جا كه بحث «آزادي» وصفي از اوصاف نفساني انسان است، با تعدد و تفاوت انسان‌شناسي‌ها، معنا و مفهوم آن متعدد مي‌گردد، هستي شناسي و جهان بيني هر شخص، به انسان شناسي او را تحت تأثير قرار مي‌دهد و هر انسان شناسي خاص، مفهوم ويژه‌اي از آزادي به ما عرضه مي‌كند، از اين رو آزادي از نظر اسلام با آزادي مورد نظر مكاتب غربي غير ديني و غير اسلامي تفاوت فراوان دارد.
«آزادي» هيچ‌گاه نمي‌تواند مطلق و نا محدود باشد، جهان بيني الهي مي‌گويد: جهان داراي مبدأ و معاد است و براي انسان ، وحي و رسالتي آمده و انسان درعين طبيعي بودن، داراي حيثيت وجودي فرا‌طبيعي مي‌باشد و انسان مسافري است كه عوالمي را پشت سر گذاشته و عوالمي را پيش رو دارد و با مرگ نابود نمي‌شود.[1] بنابراين، گرچه انسان تكويناً موجودي مجبور نيست، ولي آزادي او در دايرة دين الهي و دستورهاي حيات بخش آن است. آزادي داراي انواع و اقسامي است كه به برخي از آن‌ها و آيات مربوط به آن اشاره مي‌شود:
1ـ آزادي انديشه و تفكر و تعقل؛ زير بناي انتخاب صحيح هدف، برخوردار بودن از هدايت الهي مي‌باشد. قرآن كريم مي‌فرمايد: «كذلك يبين الله لكم الايات لعلكم تتفكرون؛[2] اين گونه خداوند آياتش را براي شما روشن مي‌گرداند، باشد كه (در كار دنيا و آخرت) بينديشيد.» و در آيات ديگري منابع و موضوعات انديشيدن و تفكر را براي انديشمندان معرفي مي‌كند كه برخي از آن‌ها عبارتند از: الف) آفاق، (ق، آية 6 و 7). ب) انفس، (اسراء، آية 41). ج) تاريخ گذشتگان، (طه، آية 128) و …
2 ـ آزادي سياسي:
قرآن كريم، حق دخالت در نظام سياسي و برخورداري از حق انتخاب را به رسميت مي‌شناسد و از هرگونه استبداد نهي مي‌كند و لزوم دخالت مردم در تعيين و سرنوشت امور خويش، را يادآور و آزادي سياسي آنان را به رسميت شناخته و تأمين كرده است، چنا‌ن‌كه مي‌فرمايد: «و شاورهم في الامر[3]» و نيز سوره‌ها و آيات (فتح،آية 10، و توبه، آية 6 و 85 و…)
3 ـ آزادي عقيده و انتخاب دين:
قرآن كريم در راستاي تكريم و احترام به اراده انسان و انديشه و شعور او هرگونه تحميل عقيده و اجبار در امر انتخاب دين را نهي مي‌كند. اساساً در اسلام تحقيق در انتخاب دين و پذيرش اصول دين يك امر ضروري محسوب مي‌شود. چنان‌كه مي‌فرمايد: «… لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي …[4]، در دين هيچ اجباري نيست و راه از بيراهه به خوبي آشكار شده است …» و نيز آيات 217 بقره و … .
4ـ آزادي بيان:
آزادي بيان از نظر قرآن يك سنت الهي و توصيه اولياي او به شمار مي‌رود و اساساً  آيات و سوره‌هاي قرآن سرشار از گفتگوهاي منطقي، شنيدن سخن مخالفان، آزادي بيان و … مي‌باشد، چنان‌كه سوره‌ها و آيات «زمر آية 18؛ آل عمران آية61 و … » به آن اشاره دارد[5].
البته بايد توجه داشت كه هرگونه سوء استفاده از آزادي و توطئه بر ضد اركان اسلام و اصول اساسي آن ممنوع بوده و بايد ميان دشمنان حقيقي اسلام كه در پوشش شعار و سازمان‌هاي به اصطلاح حقوق بشر بيشتر به دنبال استفاده ابزاري از آزادي هستند و آزادي خواهان واقعي تفاوت قائل شد.
بايد توجّه داشت كه آزادي در عرصه‎هاي مختلف داراي حدود و موازيني است و آزادي لجام گسيخته و بدون قيد، هرج و مرج به دنبال دارد. از جمله قرآن كريم درباره تعدي نكردن به حدود و احكام الهي و رعايت مرزهاي الهي مي‎فرمايد: «تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَعْتَدُوها وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛[6] … اين‎ها (احكام) حدود و مرزهاي الهي است از آن تجاوز نكنيد، هر كس از آن تجاوز كند ستمگر است.»
از آن‎جا كه انسان موجود محدودي است، آزادي او نيز محدود است، چون وصف در اصل تحقق خود تابع هستي موصوف است در تمام شؤون هستي نيز تابع وجود خود خواهد بود، يعني اگر هستي موجودي نامحدود غيرمتناهي بود، خصوص وصف ذاتي او نيز همانند اصل وجود ذات او بيكران است گرچه وصف فعل او محدود است، همان گونه كه هستي انسان محدود است و اوصاف و كمال او از قبيل حيات، علم، قدرت، اراده و مانند آن متناهي است، آزادي او نيز محدود خواهد بود.
تنها مرجع تعيين حدود آزادي نيز خداوند متعال است.[7]
بنابراين، از ديدگاه قرآن محدوده آزادي تا جايي است که مخالف اسلام يا عفت عمومي و مصالح حكومت اسلامي نباشد.[8]
===============================
پي نوشت ها :
[1] . ر.ك: مطهري، مرتضي، گفتارهاي معنوي، قم، انتشارات صدار، ص 14.
[2] . بقره/ 219
[3]  . آل عمران/ 158.
[4]  . بقره/ 256.
[5]  . ر.ك: هاشمي رفسنجاني، اكبر، فرهنگ قرآن، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، ‌ج 1، ص 160-181.
[6] . بقره/ 229.
[7] . ر.ك: جوادي آملي، عبدالله، فلسفه حقوق بشر، قم، مؤسسه نشر اسراء، ص 40 ـ100.
[8] . امام خميني (ره)، روح الله، صحيفه نور، تهران، مركز نشر و تنظيم آثار امام خميني، ج 21، ص 194.

داعش ترجمانِ نظامیِ تشیع انگلیسی است/ پیروان سیره فاطمی نسبت به انحراف و ارتجاع از اسلام ناب حساس اند/ حرکت فاطمی، منطق مستحکم اسلام در نفی سکولاریسم است/ متولیان فرهنگی، الگوهای مجسم دینی را به جامعه معرفی نکرده اند

تمام حیات حضرت زهرا(س) مملو است از منشور های اخلاقی، تربیتی، انسانی در ساحت های فردی و اجتماعی لذا به جرات می توان فاطمه زهرا(س) را الگوی جامعی برای حیات طیبه انسانی و اسلامی معرفی نمود.

راهبرد دشمن، سیاه نمایی و مغالطه گری علیه کارآمدی نظامِ اسلامی است/ قوانین به تنهایی،ضامن تحقق عدالت نیست بلکه مجریان سالم لازمه آن است/ مردم؛قربانیانِ پیشرفت منهای عدالت اند

برخی مسئولین نه تنها اجرای «احکام اسلام و عدالت» را وظیفه خود نمی دانند، بلکه تأمین حداقل نیازهای مادی مردم را نیز وظیفه خود نمی دانند؛ چون دشوار است! تنها باید کسانی که ممکن است ایجاد اغتشاش کنند را آرام نگه داشت! اما همه مردم از جمله اکثریت کسانی که در بیست و دوم بهمن و نه دی آمدند، این طور فکر نمی کنند؛ بلکه اکثریت قریب به اتفاق آن ها حاضر به تحمل سختی ها هستند، اما با تبعیض و ناعدالتی میانه ای ندارند! معتقدند اگر سختی هست، باید برای همه [مسئولین] هم باشد.

اقدام قابل تحسین حجت‌الاسلام حاجتی در نمازجمعه اهواز/ حاجتی: نماز جمعه برای مردم و بیان مشکلات و مصالح آنهاست/ دست و پای کارگران آسیب دیده‌ای که به اینجا آمده‌اند می‌بوسیم

همین ابتدای جلسه مطالبی را عرض کنیم که دِینی هم از این عزیزان به گردن ما نماند؛ ما دست و پایشان را هم می بوسیم که به اینجا آمده اند، نماز جمعه برای مردم است، برای بیان مصالح و مشکلات مردم است وگرنه مشروعیتی ندارد. در بیان ائمه اطهار علیهم السلام داریم که نماز جمعه محل بیان مصالح مردم است. ما از این تریبون به مسئولین کشور در قوای مختلف می گوییم، مشکلاتمان را باید خودمان تدبیر کنیم و به قول حضرت آقا تبدیل به زخمی نشود که مگس به روی آن بنشیند.

مقصود مدافعان علوم انسانى اسلامى پالایش است نه ایجاد علم جدید/ علوم انسانی اسلامی یعنی اگر دیدگاه ها در آفرینشِ انسان، غایت زندگی اش و هدف از خلقت او تغییر کند، نظریات این حوزه هم تغییر خواهد کرد

توضیح این که موضوع علوم انسانى خود انسان است. و انسان از دو منظر محکوم به یک رشته قوانین و احکام است. از آنجا که توصیف انسان از دو منظر کاملاً متفاوت است، طبعاً اندیشه هاى الهى درباره او با دگراندیشان نیز متفاوت خواهد بود، انسان از نظر الهى وابسته به عالم بالا است. و موجود گسسته از عالم دیگر نیست و از نظر غایت و غرض نیز براى هدفى آفریده شده است.ولى موضوع در تفکر مادى به گونه اى دیگر است. او انسان را بریده از عالم بالا مى داند و عملاً او را مخلوق قوانین طبیعى لحاظ مى کند(هر چند ممکن است برخى اعتقاداً به گونه اى دیگر باشند)و هیچ نوع غرضى و غایتى براى آفرینش قائل نیستند.ما فعلاً کار با صحت وسقم یکى از دو منظر نداریم ولى مسلماً علوم انسانى که بر پایه نظر اول تنظیم مى گردد قطعاً باید با آن اندیشه هایى که طبق منظر دوم تألیف مى شود، تفاوت پیداکند.

معرفی کتابی با موضوع مبانی «علوم انسانی اسلامی»؛ از چیستی علوم انسانی اسلامی تا بررسی ادله مخالفان

این کتاب در جستجوی پاسخ سؤالاتی از این قبیل است؛ علوم انسانی چه نوع علومی‌اند؟ چه تفاوت‌ها و تمایزهایی با علوم غیرانسانی دارند؟ هدف یا اهداف علوم انسانی چیست؟ علوم انسانیِ اسلامی به چه معنی است؟ آیا قید «اسلامی» در این ترکیب، احترازی است یا توضیحی؟ روش تحقیق در علوم انسانی اسلامی به چه صورت است؟ روش تحلیل و داوری نظریه‌ها در علوم انسانی چگونه‌ است؟ آیا منحصر دانستن روش‌شناسی علوم انسانی در روش تجربی موجه است؟ آیا استناد به متون دینی در تحلیل کنش‌های انسانی، علم تولیدی ما را امری اختصاصی و درون‌دینی نمی‌کند؟ چگونه می‌توان درستی نظریه خود را برای کسانی که هم‌کیش و هم ‌آیین ما نیستند، تبیین کرد؟ ارزش‌ها چه نقشی در علوم انسانی دارند؟ آیا پذیرش تأثیر ارزش در دانش، مستلزم از دست دادن عینیت و بی‌طرفی علمی نیست؟ چگونه می‌توان از علوم انسانی اسلامی سخن گفت و در عین حال ویژگی‌های عینیت، بی‌طرفی، آزاداندیشی و واقع‌گرایی علمی را تأمین کرد؟ دلایل مخالفان علم دینی و علوم انسانیِ اسلامی به طور خاص، چیست؟ از چه قوت و اعتباری برخوردارند؟