دسته دین ، حوزه و اندیشه

سه رویکرد اساسی برای خوب بودن می‌توان تصور کرد/ کدامیک از این سه رویکرد حال آدم را بهتر می‌کند و با ماه مبارک رمضان تناسب بیشتری دارد؟ + صوت

دین کدامیک از اینها را می‌پذیرد؟ بدترین ظلم‌ها به دین این هست که بگوییم دین آمده انسان را از هلاکت نجات دهد و حال آنکه کارکرد اصلی‌اش این نیست، به کل دین که نگاه می‌کنید می‌بیند دین برای این نیست که شما را از هلاکت نجات دهد، اینکه نماز شما را از فحشاء نجات می‌دهد این حداقل اثر نماز است و حال آنکه اثر حداکثری نماز ،«لَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ»(عنکبوت،45) است.

مشکلاتی که در جامعه‌ دینی پدید می‌آید، مستند به «ضعف ایمان» است/ اگر ایمان اجتماعی ارتقاء پیدا کند، جامعه دینی به علم و قدرت مطلقه متصل می‌شود

هرگاه عزاداری‌ها رنگ و بوی سیاستِ الهی بگیرند، گره از کارها باز خواهد شد؛ امام خمینی‌ از این سرمایه‌ فرهنگ تشیّع، استفاده کرد و به محرّم و عاشورا که حیات مذهب شیعه را رقم زده بود، تکیه نمود؛ به همین دلیل، هم قیام 15 خرداد در محرّم شکل گرفت و هم عزاداری محرّم سال 1357 به تظاهراتی تبدیل شد که ضربه‌ آخر را بر رژیم وارد کرد و شاه را از کشور فراری داد. حتی سال‌ها بعد و در دوران فتنه‌ 88، این نور عاشورا بود که طومار فتنه را در هم پیچید و حماسه‌ 9 دی را رقم زد.

بیست نکته از حجت الاسلام پناهیان برای احیاء شبهای قدر/ از رسیدگی به نیازمندان تا دعا برای عاقبت به‌خیری و شهادت

مؤمنان مانند گنه‌کاران با دست‌های خالی به محضر خدا بروند و گنه‌کاران مانند مؤمنان با قلبی مطمئن به محبت و فضل خدا به دعا بپردازند. خدا اگر می‌خواست نبخشد، ما را صدا نمی‌زد و اگر می‌خواست سخت بگیرد، ثواب شب قدر را اینقدر بالا نمی‌برد.

امشــــب ز بــانـــگ يــا عــــــــــــلي در كــوفه غــوغــا مــي شـــود

ساختن على عليه‏‌السلام هنر پيامبر(ص) بوده است. اگر خدا می‌‏خواست كه على عليه‏‌السلام را در زمان حضرت ابراهيم عليه‌‏السلام به دنيا می‌‏آورد و به او می‌‏گفت كه او را بساز، حضرت ابراهيم عليه‌‏السلام می‌‏توانست كعبه بسازد، نه على عليه‏السلام را. حضرت ابراهيم عليه‏‌السلام بايد محل‏ زاييده شدن على عليه‏‌السلام را می‌‏ساخت. كار او ساختن على عليه‏‌السلام نبوده است.

علی‌رغم نزول قرآن کریم به زبان عربی، هدایت جهان اسلام در عصر حاضر به زبان فارسی و فرمایشات حضرت امام و مقام معظم رهبری گره خورده است

شاخصه‌ اصلی در «مردم‌شناسیِ ایرانیان»، تبعیّت از ائمّه‌ معصومین و نوّاب عامّ آنان است. جمهوریت و دموکراسی برای نظام اسلامی نباید به معنای غربی آن منصرف شود؛ بلکه با هدف خدمت به اسلام است و نه برای رفاه و تنوّع و تلذّذ! آنچه در این دنیا موضوعیت دارد، دفع هوای نفس است که مظهر اجتماعی آن در قدرت کفار تجلی یافته و در قالب مستکبرینی چون امریکا و انگلیس و... در مقابل مؤمنین قرار گرفته است.

امام خمینی، شیوه‌ای جدید در «جامعه‌شناسی، علوم سیاسی و مدیریت» بنیان نهادند که برای مادّیون، نامفهوم و برای اهل ایمان مأنوس بود

اگر حضرت امام شعار «یا شرقی؛ یا غربی» را پیش می‌گرفت و آرمان‌های مردم را به نحوی مادّی تعریف می‌کرد و مسئولیت اصلیِ حاکمیت را تأمین زندگی مادّی مردم می‌دانست، آنگاه هماهنگی و تبعیت با یکی از بلوک‌های قدرت برای تهیه‌ی «سرمایه، تکنولوژی و علمِ» مورد نیاز یک حکومت ضرورت می‌یافت. اما این بدان معنا بود که نظام جمهوری اسلامی، با مبنا قراردادن تکامل مادّی، تکامل معنوی را قربانی رفاه و تنوّع و دنیاپرستی کرده که این امر بر خلاف شعارهای قیام و انقلاب اسلامی بود.

امام خمینی افشا کرد که فلسفه‌ دموکراسی یک «استعمار پنهان» و آزادی و جمهوریت غربی مقیّد به «اخلاق استکباری» است

دموکراسی و اراده‌ی ملّی و خواست عمومی یک امر مطلق و رها نبوده و نیست بلکه دموکراسی بدون «تقیّد به یک مکتب»، نمی‌تواند در عالم خارج تحقق پیدا کند. در غرب نیز فلسفه‌ی دموکراسی به دنیاپرستی و نظام سرمایه‌داری مقیّد شده و مردم به کسانی رأی می‌دهند که از هر راهی، زندگی مادّی بهتری را برای آنان فراهم آورند. بنابراین دموکراسی غربی بر خلاف ادعاهای دروغین خود به مقابله با حرکت مردمی برخاست که آخرت‌گرایی و استقلال اسلامی را بمثابه مکتب خود تلقّی می‌کنند.