علیرضا طاهریعراقی، نویسنده، مترجم و مدرس نویسندگی خلاق، با مرور تجربه تحصیل و تدریس خود در ایران و آمریکا، ساختار رشته نویسندگی خلاق، نقش کارگاههای ادبی، اهمیت بازنویسی و جایگاه شبکههای حرفهای در مسیر نویسندگی را تشریح و تأکید کرد آموزش نویسندگی میتواند مسیر خلق اثر را هموار کند، اما تضمینی برای نویسنده شدن نیست.
نگین صدریزاده گفت: وقتی کودکی درباره ترس، اضطراب یا مرگ داستان میخواند، درمییابد که تنها نیست. مهمترین کاری که ادبیات در این زمینه انجام میدهد، این است که به احساسات کودک نام میدهد، آنها را به رسمیت میشناسد، به آنها مشروعیت میبخشد و نشان میدهد که امکان عبور از بحران وجود دارد و شخصیت داستان چگونه از آن بحرانها عبور کرده است.
کتاب «از ایران تا ثریا» نوشته عبدالرضا صمدیزید، از آثار برگزیده ششمین جشنواره خاتم، از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد.
ویژگی متمایز «باشگاه مغز؛ هوش خلاق» آن است که سرگرمی را در خدمت آموزش قرار داده است. تمرینهای این کتاب صرفاً جنبه بازی و تفریح ندارند، بلکه با هدف فعالسازی فرآیندهای ذهنی و تقویت عملکردهای شناختی طراحی شدهاند. فعالیتهای متنوع کتاب، مهارتهایی همچون تفکر خلاق، حل مسئله، انعطافپذیری ذهنی و ایدهپردازی را در کودکان پرورش میدهد و آنان را به یافتن راهحلهای نو برای موقعیتهای مختلف تشویق میکند.
نیلوفر نیکبنیاد گفت: تا زمانی که رسانهی معرفی کتاب کودک و نوجوان محدود به نشریات مکتوب بود، اوضاع فرق میکرد. هرچند آن زمان هم بعضی کتابها بیشتر دیده میشدند، اما امروزه رسانههای مجازی میتوانند بهطور کامل مسیر دیده شدن یا نشدن یک کتاب، یک نویسنده یا یک ناشر را عوض کنند. این موضوع از طرفی خوب است و از طرفی بد.
«لئو، چراغها خاموش!» با زبانی ساده، روان و متناسب با دنیای کودکان، مفهومی مهم را بدون شعارزدگی منتقل میکند؛ اینکه بسیاری از ترسها ریشه در تخیل دارند و با کمی شجاعت، اعتمادبهنفس و نگاه متفاوت میتوان آنها را پشت سر گذاشت. روایت پرکشش کتاب در کنار شخصیتپردازی دوستداشتنی لئو، فضایی خلق کرده که هم برای کودکان جذاب است و هم والدین را به گفتوگو درباره احساسات، اضطراب و ترسهای فرزندانشان ترغیب میکند.
در کتاب «اسکیت جادویی» داستان بولنت را میخوانیم که قصد شرکت کردن در مسابقهٔ اسکیتسواری را دارد، اما اسکیت ندارد و تلاش میکند که یک اسکیت بینظیر برای خودش به دست بیاورد؛ حتی اسکیتی که دارای تواناییهای خارقالعاده نسبت به اسکیتهای معمولی باشد.
مسعود خیام گفت: با وجود پشتوانه عظیم ادبیات تراژیک جهان، هنوز تراژدی به عمق و اهمیت رستم و سهراب نخواندهام. هربار میخوانم جدید است. نو است. صفر کیلومتر است. این مهمترین داستان شاهنامه و ادبیات فارسی است و من هربار میخوانم باوجود آنکه بسیار میکوشم تا گریه نکنم، اشکم سرازیر میشود. اشک برای پدری که پسرش را میکشد. برای ملتی که جوانانش را نابود میکند. برای سنتی که به مدرنیسم راه نمیدهد و آن را از بین میبرد.