این طنزپرداز در گفتوگویی پربازدید به انتقاد از سبکزندگی برخی جوانان که معاشرت نکردن با خانواده را افتخار میدانند، پرداخته است؛ چرا این انتقاد بجاست؟
با قدمهای کوچک شروع کنید. دکتر گراس میگوید: «با قرار دادن فرزندتان در جامعه، کم کم، هر روز، به تدریج، در موقعیتهای اجتماعی شروع کنید. از طریق مشارکت والدین، فرزندتان یاد میگیرد که چگونه در جامعه اعتماد به نفس و احساس امنیت داشته باشد». شاید بهتر باشد از جشن تولد با دوجین بچه صرفنظر کنید و به جای آن یک پیاده روی کوتاه تا فروشگاه، گپ خودمانی با همسایه همسایه و ... انتخاب کنید.
کودکان، به ویژه در بازه سنی ۳ تا ۶ سال، به طورطبیعی رفتارهایی را که در محیط پیرامون خود میبینند، تقلید میکنند. گاهی اوقات، این تقلید میتواند شامل رفتارهای مرتبط با جنس مخالف نیز باشد. این پدیده ممکن است ناشی از عوامل گوناگونی مانند یادگیری اجتماعی، دلبستگی شدید به یک فرد خاص، الگوهای رفتاری نادرست والدین، تعامل با همسالان و… باشد. اما جای نگرانی نیست؛ چرا که این رفتارها معمولاً با هدایت صحیح و حمایت اطرافیان، به ویژه والدین، قابل تعدیل و اصلاح هستند.
چطور میتوان کودکی شاد، خلاق و مسئولیتپذیر داشت، بدون کلاسهای گران و اسباببازیهای لوکس؟ جواب این سؤال، در خانه و با راهکارهایی ساده، اما هوشمندانه نهفته است.
بی حوصلگی مزمن میتواند مشکل ساز شود، به خصوص برای کودکانی که یاد نمیگیرند آن را تحمل کنند. والدین میتوانند به جای ترس از بیحوصلگی فرزندان، برای آنها الگو سازی کنند که چگونه خستگی را تحمل کنند یا راه حلهای خلاقانهای برای آن بیابند. کودکان را توانمند کنید تا خستگی را به عنوان فرصتی برای استفاده از منابع درونی خود بدانند.
ماه مهر با بوی کتاب نو، کیف تازه، دیدن دوباره دوستان و ... همیشه برای دانش آموزان پر از هیجان بوده است، اما برای بسیاری از والدین این روزها بیش از هیجان، حساب و کتاب و صرفهجویی اهمیت پیدا کرده است. والدین خلاقیتهای زیادی پیدا کردهاند تا هزینههای سرسامآور مدرسه را مدیریت کنند و فرزندشان با وسایل کافی و مناسب آماده کلاس شود، بدون اینکه بار مالی سنگینی روی دوش خانوادهها بیافتد.
وقتی کودکان بزرگتر میشوند، داشتن اعتمادبهنفس برایشان به اندازه یادگیری خودِ مهارتها اهمیت پیدا میکند. برای اینکه بتوانند در زندگی رشد کنند و شکوفا شوند، لازم است که هم به تواناییهای خود باور داشته باشند و هم این اطمینان را پیدا کنند که اگر در کاری به موفقیت نرسیدند، باز هم قادرند از پس شرایط برآیند. در واقع، این تجربه ترکیبی از «چشیدن طعم موفقیت» و «بلند شدن بعد از شکست» است که به شکلگیری اعتمادبهنفس سالم در آنها کمک میکند.