دسته میهن و مقاومت

خاطرات یک خلبان صریح‌اللهجه از محمد خاتم و بهزاد معزی

در گفت‌وگو با خلبان حسین کاتوزیان به بررسی زندگی و کارنامه‌اش پرداخته شده است. کاتوزیان در این کتاب با لحنی جسورانه و رک به زندگی، ورود به عرصه ارتش، علاقه‌مندی به خلبانی و چند دهه فعالیت در این عرصه پرداخته است.

حافظه شفابخش؛ مروری بر کتاب‌شناسی پزشکان در جنگ

ثبت خاطرات پزشکان در جنگ، پیشگیری از فراموشی جزئیات حیاتی است که در صورت فقدان، بخشی از حافظه جمعی ملت در مورد انسانی‌ترین ابعاد جنگ از دست خواهد رفت. در گزارش زیر تلاش شد تا با مروری بر این آثار، مسیری برای بازخوانی جامع‌تر جایگاه کادر درمان در تاریخ دفاع مقدس فراهم آورد.

بنی‌صدر می‌گفت نزنید و آن دیگری می‌گفت بزنید!

حدود هفت صبح به منطقه رسیدیم و در آنجا تردد تریلرهای سفید مشکوکی را دیدم. به همین دلیل، پیشنهاد کردم سریع یک گردان چترباز را با یک فروند هواپیمای تاکتیکی سی-۱۳۰ (هرکولس)، به منطقه اعزام کنند و آنجا را به محاصره درآورند. صداهای متفاوتی در رادیو به گوش می‌رسید. یکی از پست فرماندهی می‌گفت آنچه مانده را بزنید. بنی‌صدر می‌گفت نزنید. دقایقی بعد آن یکی دستور می‌داد، نزنید و دیگری می‌گفت بزنید.