مهلت ارسال آثار به نخستین دوره جایزه «سیروس پرهام» با هدف فراهمکردن فرصت بیشتر برای پژوهشگران، نویسندگان و علاقهمندان حوزه اسناد و مطالعات آرشیوی، تا ۱ مردادماه ۱۴۰۵ تمدید شد.
هدف کتاب «برخاسته از خاکستر» ارائه تاریخ همهجانبه جنگ نیست؛ بلکه تمرکز بر این پرسش است که چگونه جنگها و انقلابها در شکلگیری دولتملتهای اروپایی و هویت ملی آنها نقش داشتهاند.
نمایشگاه «روایت ارادت؛ بازتاب فرهنگ عاشورا در هنر شیعه»، در آستانه تاسوعا و عاشورای حسینی در کتابخانه و موزه ملی ملک، موقوفه فرهنگی آستان قدس رضوی در تهران، برپا شد.
پنجاهودومین نشست «صد کتاب ماندگار قرن» با تمرکز بر اثر احمد تفضلی، میراث ادبی ایران در دوره پیش از اسلام و جایگاه زبانهای ایرانی باستان و میانه را بررسی میکند.
علمکشها، علم بزرگ تکیه را بر روی کمربند چرمی مخصوص خود میگذاشتند و آماده حرکت میشدند. وقتی صف در حد مطلوب شکل میگرفت فرمان حرکت از سوی سردستهها صادر میشد. دسته ابتدا با سینهزنی آرام، حرکت میکرد. نوحهخوانها به نوبت، دم میگرفتند و سینهزنها با آهنگ نوحه، سینه میزدند. عدهای از سینهزنها زنجیر هم داشتند و هر وقت محتوای نوحه ایجاب میکرد زنجیر میزدند. معروفترین نوحهای که در سینهزنیها خوانده میشد نوحه «مکن ای صبح طلوع» بود.
پیترو دلاواله میگوید: روضهخوانی با شدت هرچه تمامتر ادامه دارد و مستمعان با صدای بلند، گریه و زاری میکنند. بهخصوص زنان به سینه خود میکوبند و با نهایت حزن و اندوه و همه با هم آخرین بند مرثیهای را که خوانده میشود تکرار میکنند و میگویند: آه حسین، شاه حسین...
وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی با تاکید بر ضرورت بازتعریف جایگاه تمدنی شهرری در حافظه تاریخی ایرانیان گفت: ری از کهنترین کانونهای تمدنی ایران با هویتی مستقل و ریشهدار به شمار میرود. تمدن ری، بهعنوان یکی از کهنترین کانونهای تمدنی ایران، باید در نظام آموزشی کشور بازنمایی شود
پس از رسیدن به مغولستان هم تحقیر و سرشکستگی اسفبار ترکان خاتون در پیرانه سر ادامه یافت: «چنگیز پس از آنکه دختران خوارزمشاه را به پسران و مقربان خود دارد ترکان خاتون ملکه شریر را برای نمایش در مجالس بزم خود نگاه میداشت. ترکان خاتون میبایست در سراپرده خان بنشیند و ترانههای حزین بخواند. چنگیزخان تکههای استخوان جلوی او میانداخت و ترکان خاتون فرمانروای مطلقالعنان خوارزم که خود را ملکه آفاق و شاه زنان عالم مینامید با گوشت همین استخوانها ارتزاق میکرد...»