دسته معرفی کتاب

مردی که همیشه شوهر است

نگاهی به رمان «شوهرباشی» داستایِوسکی غزل محمدی پرده‌برداری از سیم‌پیچی‌های روانی شخصیت‌ها مطمئنا کسانی که عشقِ کشف معانی پنهان و پی بردن به لایه‌های ثانویه‌ و زوایای روانی شخصیت‌های داستانی هستند، از طرفداران پروپاقرصِ پاول پاولوویچ‌اند، چون داستایِوسکی خوب می‌داند چطور باید هزاران معنی نهفته و صداهای پردرد را در دلِ داستانی ظاهرا ساده بگنجاند. […]

پیرمرد همه‌جوره چشم ما بود

بهاره بوذری نیما یوشیج را به عنوان پدر شعر نو فارسی می‌شناسیم، اما شاید بتوانیم بگوییم که تاکنون حق پدری را به خوبی ادا نکرده‌ایم و جز چند شعر معروف او مانند «ترا من چشم در راهم»، «می‌تراود مهتاب»، «داروگ» که در کتاب‌های درسی آمده است، شناخت عمومی چندانی از نیما وجود ندارد. البته این […]

در عاجز دانستن خلق

قابوس‌نامه، اثر امیر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر بن قابوس بن وُشمگیر بن زیار، قرن پنجم هجری قمری مهرو ملالی اینکه در منظومه زبان فارسی، ادبیات مطبوعاتی ما چه نسبتی با ادبیات کهن دارد چیزی نیست که به این راحتی بشود درباره‌اش نظر داد. اما قدر مسلم اینکه جای خالی ادبیات کهن آن‌قدر توی ذوق می‌زند […]

تــو بـه مـن خنـدیـدی…

سجاد صاحب‌زند بازنشر یکی از بچه‌های هم‌کلاسم توی دفترش شعری نوشته بود که برایم خیلی جالب بود: «تو به من خندیدی/ و نمی‌دانستی/ من با چه دلهره سیب را از باغچه همسایه دزدیدم». یک جورهایی حس کردم شاعر خیلی صمیمانه حرف می‌زند. راستش تا آن روز شعر برای من یک جورهایی یعنی چیزی که سخت […]

در نیکی و عنایت

از کتاب فرج بعد از شدت، قاضی ابوعلی محسن تنوخی، قرن چهارم هجری قمری مهرو ملالی اینکه در منظومه زبان فارسی، ادبیات مطبوعاتی ما چه نسبتی با ادبیات کهن دارد چیزی نیست که به این راحتی بشود درباره‌اش نظر داد. اما قدر مسلم اینکه جای خالی ادبیات کهن آن‌قدر توی ذوق می‌زند که هوشنگ ابتهاج، […]

فاقلو؛ اندوه جسم بی‌جان

ستایش رحمانی این لحظه‌هایی که گذشت و رفت و من و تو حسابشان نکردیم، هزاران کار باطل مُهر حق خوردند، کم نیستند کسانی که با هوش و ذکاوتی که مادر درِ گوششان خوانده: «می‌توانی! انجام بده!» حق مظلوم را هورت کشیده‌اند و در خیالشان برنده‌ زندگیِ پوچشان هستند. تک تک جمع شدند، شنیدند، درک و […]

طاووس و زاغ

مهرو ملالی از کتاب بهارستان، عبدالرحمن جامی،قرن نهم هجری اینکه در منظومه زبان فارسی، ادبیات مطبوعاتی ما چه نسبتی با ادبیات کهن دارد چیزی نیست که به این راحتی بشود درباره‌اش نظر داد. اما قدر مسلم اینکه جای خالی ادبیات کهن آن‌قدر توی ذوق می‌زند که هوشنگ ابتهاج، سایه عزیز ادبیات ایران، در دیدار کوتاهی […]

هرات بزرگ‌ترین شهرهای خراسان است

اینکه در منظومه زبان فارسی، ادبیات مطبوعاتی ما چه نسبتی با ادبیات کهن دارد چیزی نیست که به این راحتی بشود درباره‌اش نظر داد. اما قدر مسلم اینکه جای خالی ادبیات کهن آن‌قدر توی ذوق می‌زند که هوشنگ ابتهاج، سایه عزیز ادبیات ایران، در دیدار کوتاهی که با چند تن از تحریریه چلچراغ داشت سفارش […]