دسته اجتماعی

دردسرهای بزرگ یک اپلیکیشن کوچک/ «الو بگو»؛ پول بگو… از خدمات هیچ مگو

با افزایش استقبال از اپلیکیشن‌های تعمیرات لوازم خانگی در ایران، پلتفرم «الو بگو» که به تازگی فعالیت خود را آغاز کرده، با موجی از انتقادات و شکایات کاربران به دلیل کیفیت پایین پاسخگویی و دردسرسازیهای دیگر مواجه شده است؛ موضوعی که نگرانی‌ها درباره امنیت و اعتماد به این نوع خدمات آنلاین را افزایش داده است.

مهاجرت ۳۸ درصدی؛ چالش بزرگ استان تهران

رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان تهران با اشاره به سهم ۳۸ درصدی این استان از کل مهاجرت‌های کشور، مهاجرپذیری بالا را اصلی‌ترین چالش تهران دانست. این حجم از فشار جمعیتی منجر به تراکم بسیار بالا و بروز بحران‌هایی در حوزه زیرساخت، انرژی و خدمات عمومی شده است.

معاون استاندار خوزستان: ثبت‌نام زائران اربعین در سامانه سماح از هشتم تیرماه آغاز می‌شود

پوشش بیمه ای زائرین از جمله نکات مورد تاکید است و زائران هنگام ثبت نام در سامانه سماح ضمن پرداخت حق السهم بیمه، بیمه نامه و کارت شناسایی زائر را دریافت تا هنگام خروج از پایانه های مرزی ارائه نمایند.

تکریم بازنشستگان این است که هر روز با مطرح کردن حذف مزایا دل شان را بلرزانید؟

به گزارش خبرآنلاین روزنامه اطلاعات نوشت:  بازنشسته‌ها سال‌هاست به یک عادت ملی خو کرده‌اند؛ هر بار که سخن از حمایت و تکریم به‌میان می‌آید، باید نگران باشیم که پشت سر آن چه چیزی قرار است کم شود. این بار هم خبرهایی منتشر شد که از حذف کمک‌هزینه مسکن یا برخی مزایای جانبی بازنشستگان تأمین اجتماعی حکایت داشت. بعد از آن،

زنی که به دست همسرش کشته شد، در دفترچه خاطراتش چه نوشته بود که باعث نجات شوهرش از قصاص شد؟/مادر مقتول:دامادم آدم خوبی است

به گزارش خبرآنلاین روزنامه ایران نوشت: با دستگیری متهم در محل جنایت وی که بشدت گریه می‌کرد، گفت: «من عاشق همسرم ستایش بودم. هرچند خیلی ناسازگار بود اما چون دوستش داشتم با همه بداخلاقی‌هایش کنار می‌آمدم؛ بارها به من گفت طلاقم بده اما من قبول نمی‌کردم چند بار خودش به دادگاه خانواده رفت اما هربار من به دادگاه نمی‌رفتم و منتفی می‌شد. خانواده‌اش هم می‌دانستند اختلاف داریم من حتی برای اینکه ستایش برای زندگی دلگرم شود آپارتمانی که ساکن آن بودیم را به نام او زدم اما فرقی نکرد و مشکلات ما ادامه داشت تا اینکه اواخر اسفند متوجه تماس‌ها و رفتارهای مشکوک او شدم. چند روزی او را زیر نظر گرفتم تا اینکه با خواندن پیامکی در گوشی‌اش فهمیدم که خانه را مخفیانه فروخته و می‌خواهد روز پنجم فروردین به طور قاچاقی از ایران خارج شود. از فهمیدن این موضوع به قدری عصبی شدم که کنترل رفتارم را از دست دادم و وقتی با هم مشاجره کردیم ناگهان قندانی که جلوی دستم بود را به طرف ستایش پرت کردم. قندان به سرش اصابت کرد و خونین روی زمین افتاد. یک ساعتی بالای سرش گریستم و بعد هم با پلیس تماس گرفتم.

زندگی زن و شوهر ایرانی با کروکودیل ها/ حماسه این دو، برای حیات گاندو

آفتاب تند چابهار بر پهنه آبهای کم‌عمق می‌خورد و گاندوها، این اژدهایان خاموش بلوچستان، در سایه‌سار نیزارها نفس می‌کشند. مردی به همراه همسرش، تقلا کرده؛ نه برای تسخیر که برای پاسداشت آخرین بازمانده‌های کروکودیلها در ایران.