از نمک، خرما و توت تا روایتِ عراقِ نادیده؛ کالبدشکافی یک سفرنامه متفاوت در دل قومیتها
کتاب «نمک، خرما، توت» به قلم حامد خسروشاهی، روایتی مستند، عمیق و فارغ از کلیشههای رایج سفرنامهنویسی است که تصویری کمتر دیدهشده از استانهای کرکوک، سلیمانیه و صلاحالدین ارائه میدهد. این اثر که برپایه یک سفر میدانی به نگارش درآمده، فراتر از ثبت خاطرات روزانه، زیست اجتماعی، فرهنگی و پیوندهای پیچیده قومی میان کردها، ترکمانها و عربهای شمال عراق را به تصویر میکشد و مخاطب را با جغرافیایی آشنا میکند که همواره در سایه اخبار بحران و جنگ پنهان مانده است.
از نمک، خرما و توت تا روایتِ عراقِ نادیده؛ کالبدشکافی یک سفرنامه متفاوت در دل قومیتها
کتاب «نمک، خرما، توت» به قلم حامد خسروشاهی، روایتی مستند، عمیق و فارغ از کلیشههای رایج سفرنامهنویسی است که تصویری کمتر دیدهشده از استانهای کرکوک، سلیمانیه و صلاحالدین ارائه میدهد. این اثر که برپایه یک سفر میدانی به نگارش درآمده، فراتر از ثبت خاطرات روزانه، زیست اجتماعی، فرهنگی و پیوندهای پیچیده قومی میان کردها، ترکمانها و عربهای شمال عراق را به تصویر میکشد و مخاطب را با جغرافیایی آشنا میکند که همواره در سایه اخبار بحران و جنگ پنهان مانده است.
حامد خسروشاهی با اشاره به چرایی انتخاب عنوان کتاب و پیوند آن با هویت منطقه به خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: «نام «نمک، خرما، توت» از دل خود سفر بیرون آمد و یک تصمیم از پیشطراحیشده نبود. وقتی به طوزخورماتو رسیدیم، برایم جالب بود که نام این شهر، در یک خوانش زبانی و تاریخی، به سه واژه «نمک، خرما و توت» پیوند میخورد؛ سه واژه ساده و روزمره که هرکدام بخشی از زیست و جغرافیای آن منطقه را نمایندگی میکنند. همین سادگی، در کنار پیچیدگی تاریخی و هویتی شهر، برایم بسیار معنادار بود.