
معرفی و نقد کتاب «کارل مارکس: مطالعهای در باب جزماندیشی»؛
مکانیسم شکلگیری یک ذهن رادیکال
چرا مارکسِ «کار» هنوز اهمیت دارد؟
این کتاب برای هر کسی که میخواهد فراتر از شعارهای سیاسی، مکانیسم شکلگیری یک ذهن رادیکال را بفهمد، متنی است که باید خوانده شود .«مطالعهای در باب جزماندیشی»، دعوتی است به یک «گفتوگوی سخت» با مارکس؛ گفتوگویی که نه برای ستایش او، بلکه برای فهم چگونگی تبدیل «اشتیاق بشری» به «جزم ایدئولوژیک» ضروری است.
سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ـ الهام عبادتی: در تاریخ نگارش زندگینامههای سیاسی، کمتر متفکری به اندازه کارل مارکس، تحتالشعاع «تصویر برساختهشده» از خود قرار گرفته است. او برای پیروانش «پیامبر رهاییبخش» و برای مخالفانش «معمار توتالیتاریسم» است. در چنین فضای قطبیستیزانهای، اثر ادوارد هلت کار همچون یک کالبدشکافی دقیق و بیطرفانه ظاهر میشود. کتاب «کارل مارکس: مطالعهای در باب جزماندیشی» به ترجمه محمود حبیبی که از سوی انتشارات فرهنگ نشر نو به تازگی منتشر شده، اعلام میکند که قصد ندارد به بازتولید اسطوره بپردازد.
کار در اینجا با جسارتی که مختص مورخان کلاسیک بریتانیایی است، مارکس را از آسمان مفاهیم انتزاعی به زمین سفت «شخصیت انسانی» میآورد. اهمیت جهانی این اثر در همین نقطه نهفته است: نویسنده معتقد است برای فهم «مارکسیسم» به مثابه یک نظام فکری جزمگرا، باید «مارکس» به مثابه یک انسان زمینی و متناقض را شناخت. در دنیای امروز که تقلیل اندیشهها به شعارهای سیاسی بیداد میکند، بازگشت به این نگاه جزئینگرانه، نه یک انتخاب، که یک ضرورت فکری است.
