
وقتی که در ذهنمان رهبران موفق را تصور می کنیم، غالبا آن ها را افرادی بسیار قدرتمند، مردمی، کارامد، خوش سخن و یا تاثیر گذار می بینیم که می توانند بر روی هر کسی تاثیر بگذارند و تفکراتشان را به او القا نمایند.
ما ممکن است رئيس جمهور، سیاست مداران فعلی و یا قبلی، سخن رانان بزرگ و یا رهبران فکری جهانی، شرکت ها و سازمان های بزرگ و موفق و حتی افراد مشهور در عرصه ی ورزش و یا عرصه های دیگر را به عنوان افراد موفق و تاثیرگذاری بدانیم که در زندگیشان بسیار موفق هستند.
اما یک رهبر واقعی به واسطه ی محبوبیت، قدرت و یا نفوذ خارجی تعریف نمی شود. در واقع این واژگان هرگز معانی درستی برای تعریف یک رهبر موفق نیستند.
رهبران قوی اغلب در پس زمینه ی کارها حضور دارند و از نقطه نظر فکری به اعضای تیم کمک نموده و این قدرت را دارند که بتوانند به راحتی بر دیگران تاثیر گذاشته، نظر آن ها را تغییر دهند و یا نظرات خود را اثبات کنند.
