
این جناب نقد علی و آن همکار نمایندۀ او همانهایند که برای دختران و زنان این سرزمین و بر سر نوع پوشش و سبک زندگی آنها خط و نشان میکشیدند و ماهها وقت و بودجه مجلس را برای تصویب قانونی تلف کردند که رییس جمهور پزشکیان گفت قابلیت اجرا ندارد و اکنون متروک و منسوخ شده و تنها اشک و ضجه و زاری آن برای نقد علی و رفقا باقی مانده و احتمالا دوربینهایی که گفته شده اسراییلیها روی آن سوار شدند و ترورها با بهره از آن صورت گرفت.
دربارۀ سخنان تازۀ این نمایندۀ معمم و مصمم مجلس نکاتی را میتوان یادآور شد:
1. از درد بیحجابی گریهتان میگیرد، از درد بیمجلسی چطور؟ آخر این که پای لپتاپ بنشیند و نایب رییس مثل آقا معلم حاضر غایبتان کند و جلسه را مجازی برگزار کنند چه شباهتی دارد به همان مجلس دستاورد مشروطه که مصدق و مدرس و بهار یا بازرگان و رهبر شهید و مرحوم هاشمی نمایندۀ آن بودند؟ تازه در این جلسزارش تصویری نشان دادند و آن دو دقیقه را هم با سخنان جبلی و ضرغامی و ده نمکی پر کردند. مردم اما در گوشیهای خود به سخنان یادگار بازیگر فقید گوش سپردند.
آقای نقد علی اما علاوه بر گریه و انتظار برخورد پلیسی همچنان دو کار دیگر میتواند انجام دهد:
نخست این که بر اساس لباس خود تبلیغ کند. منبر برود و انذار دهد و بشارت. کار روحانی همین است دیگر. دوم این که حزب سیاسی تشکیل دهد و بکوشد اکثریت مجلس را به دست آورد و از موضع اکثریت قانونی بگذراند.
در وضعیت فعلی بعید و بلکه محال است حاکمیت عقل خود را به اشکهای او ورفیق او بسپارد و یک مسألۀ حل شده را دوباره به بحران تبدیل کند!
