برچسب حکایت

«شهریه‌» چندصد میلیونی برای یک نیمکت

تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۶/۲۸ ساعت ۱۱:۳۳به گزارش ایسنا، شهریه مدارس غیردولتی سال‌هاست یکی از موضوعات بحث‌برانگیز نظام آموزشی کشور است؛ خانواده‌ها از یک سو برای برخورداری فرزندانشان از امکانات آموزشی بیشتر همچون کلاس‌های تقویتی، آمادگی کنکور و … به سمت…

بورس روی قله ۷.۱ میلیون واحدی ایستاد

شاخص کل بورس تهران در آخرین روز معاملاتی هفته با رشد بیش از ۴۷ هزار واحدی، ضمن تداوم روند صعودی بازار، رکورد تاریخی دیگری ثبت کرد و به محدوده هفت میلیون و ۱۲۲ هزار واحد رسید؛ در این میان رشد شاخص هم‌وزن و عبور ارزش معاملات خرد از ۴۵ هزار میلیارد تومان نیز از تداوم تقاضا در بخش قابل توجهی از بازار حکایت داشت.

شاخص از ۶.۶ میلیون واحد گذشت

شاخص کل بورس تهران در نخستین روز معاملاتی هفته با رشد ۹۷ هزار و ۲۷۶ واحدی، ضمن ثبت یکی از رشدهای قابل توجه روزانه، به محدوده شش میلیون و ۶۰۱ هزار واحد رسید. همزمان افزایش شاخص هم‌وزن و عبور ارزش معاملات خرد از ۴۴ هزار میلیارد تومان، از افزایش تقاضا و بهبود فضای عمومی معاملات حکایت داشت.

گزش حشرات؛ از پیشگیری تا علائم هشداردهنده

فوق‌تخصص روماتولوژی کودکان بیمارستان کودکان بهرامی با اشاره به علایم هشدار دهنده در گزش حشرات، با بیان اینکه نوع حشره می‌تواند الگوی گزش را مشخص کند، گفت: برخی علائم هشداردهنده از ضرورت مراجعه فوری به مراکز درمانی حکایت دارد.

رشد درآمدهای عملیاتی «وملل» در مردادماه

مؤسسه اعتباری ملل در گزارش عملکرد یک‌ماهه منتهی به ۳۱ مردادماه ۱۴۰۵، از ثبت ۸۰۸ میلیارد تومان درآمد عملیاتی خبر داد؛ رقمی که در مقایسه با درآمد ۶۷۷ میلیارد و ۴۳۶ میلیون تومانی تیرماه، از بهبود روند درآمدزایی این مؤسسه حکایت دارد.

حکایت نیم‌قرن تجربه

از گذشته تا کنون چوب و کالاهای ساخته‌شده بخش عمده‌ای از نیازهای بشری را فراهم کرده‌اند. این ماده طبیعی دارای خصوصیاتی است که آن را از مواد دیگر مجزا می‌کند؛ به همین دلیل است که این صنعت تا به امروز پابرجا بوده و مواد جایگزین نتوانسته‌اند جایگزین آن شوند.

ﭼﻬﺎﺭ ﺣﮑﺎﯾﺖ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺍﻣﺎ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﮔﺬﺍﺭ _ حکایت کوتاه و پندآموز

ﺣﮑﺎﯾﺖ ﺍﻭﻝ :
ﺍﺯ ﮐﺎﺳﺒﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ :
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﭼﻪ ﭘﺮﺕ ﻭ ﺑﯽ ﻋﺎﺑﺮ ﮐﺴﺐ ﺭﻭﺯﯼ
ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﮔﻔﺖ : ﺁﻥ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻣﺮﮔﺶ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺳﻮﺭﺍﺧﯽ
ﮐﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﺪ !! ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺭﻭﺯﯾﺶ ﻣﺮﺍ ﮔﻢ
ﻣﯿﮑﻨﺪ !!! ؟
ﺣﮑﺎﯾﺖ ﺩﻭﻡ :
ﭘﺴﺮﯼ ﺑﺎ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﻧﯿﮏ ﺳﯿﺮﺕ، ﺍﻣﺎ ﻓﻘﯿﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ
ﺩﺧﺘﺮﯼ ﻣﯿﺮﻭﺩ …
ﭘﺪﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﮔﻔﺖ :
ﺗﻮ ﻓﻘﯿﺮﯼ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﻃﺎﻗﺖ ﺭﻧﺞ ﻭ ﺳﺨﺘﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﭘﺲ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﻤﯿﺪﻫﻢ !!…
ﭘﺴﺮﯼ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ، ﺍﻣﺎ ﺑﺪﮐﺮﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺧﺘﺮ
ﻣﯿﺮﻭﺩ، ﭘﺪﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ
ﺍﺧﻼﻕ ﭘﺴﺮ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ :
ﺍﻧﺸﺎﺀﺍﻟﻠﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ !…
ﺩﺧﺘﺮ ﮔﻔﺖ :
ﭘﺪﺭ ﺟﺎﻥ؛ ﻣﮕﺮ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ، ﺑﺎ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﮐﻪ
ﺭﻭﺯﯼ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ؟؟ …!!!!
ﺣﮑﺎﯾﺖ ﺳﻮﻡ :
ﺍﺯ ﺣﺎﺗﻢ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ؟؟ …
ﮔﻔﺖ : ﺁﺭﯼ …
ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ ﺍﺵ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﻭ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﻮﺩ؛
ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺫﺑﺢ ﮐﺮﺩ … ﺍﺯ ﻃﻌﻢ ﺟﮕﺮﺵ ﺗﻌﺮﯾﻒ
ﮐﺮﺩﻡ ..
ﺻﺒﺢ ﻓﺮﺩﺍ ﺟﮕﺮ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺩﻭﻡ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﺒﺎﺏ ﮐﺮﺩ !…
ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺗﻮ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﯼ؟
ﮔﻔﺖ : ﭘﺎﻧﺼﺪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻫﺪﯾﻪ ﺩﺍﺩﻡ …
ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﭘﺲ ﺗﻮ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ ﺗﺮﯼ !…
ﮔﻔﺖ : ﻧﻪ، ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ !!
ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻡ !!…
ﺣﮑﺎﯾﺖ ﭼﻬﺎﺭﻡ :
ﻋﺎﺭﻓﯽ ﺭﺍﮔﻔﺘﻨﺪ .. ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ . ?. ﮔﻔﺖ .
ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﻣﭽﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﺩ . ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ
ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ.