شیفت پارادایم بی‌ثباتی انرژی در هرمز

سال‌ها، بازار‌های انرژی به شوک ژئوپلیتیکی به عنوان اختلالاتی نگاه می‌کردند که دیر یا زود برطرف می‌شوند، ولی ممکن است بحران هرمز معامله‌گران را به این نتیجه برساند که بی‌ثباتی انرژی به یک ویژگی پایدار و ساختاری تبدیل شده و جهان وارد مرحله جدیدی می‌شود

تاریخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ – ۲۳:۵۰

سال‌ها، بازار‌های انرژی به شوک ژئوپلیتیکی به عنوان اختلالاتی نگاه می‌کردند که دیر یا زود برطرف می‌شوند، ولی ممکن است بحران هرمز معامله‌گران را به این نتیجه برساند که بی‌ثباتی انرژی به یک ویژگی پایدار و ساختاری تبدیل شده و جهان وارد مرحله جدیدی می‌شود

جوان آنلاین:در جهان سیاست، گاهی یک رخداد به ظاهر فنی مثل اختلال در یک مسیر کشتیرانی به نقطه‌ای تبدیل می‌شود که در آن، اقتصاد، ژئوپلیتیک و سیاست داخلی به هم گره می‌خورند. تنگه هرمز دقیقاً چنین نقطه‌ای است. اما اگر در گذشته، این گلوگاه بیشتر به عنوان یک «ریسک بالقوه» در نظر گرفته می‌شد، امروز به نظر می‌رسد به یک «واقعیت بالفعل» تبدیل شده است و این تغییر، پیامد‌هایی دارد که بسیار فراتر از بازار نفت می‌رود. برای امریکا، مسئله دیگر صرفاً قیمت نفت نیست، مسئله این است که چگونه یک شوک بیرونی، به سرعت به بحران داخلی تبدیل می‌شود. افزایش قیمت سوخت، فشار بر خانوار‌ها و انتقال این هزینه به کل اقتصاد، تنها لایه ابتدایی این بحران‌اند. در سطحی عمیق‌تر، آنچه در حال رخ دادن است، فرسایش یک فرض بنیادین است: اینکه واشنگتن می‌تواند تنش خاورمیانه را مدیریت کند بدون آنکه هزینه‌ای جدی در داخل بپردازد. این فرض، اکنون به چالش کشیده شده است و بخش قابل توجهی از این وضعیت، نتیجه مستقیم رویکرد ترامپ است. سیاستی که بر «فشار حداکثری» بنا شده بود، در عمل نه تنها به مهارتبدیل می‌شود. برای ترامپ، این یک چالش جدی است. سیاستی که قرار بود قدرت و قاطعیت او را نشان دهد، اکنون به عاملی تبدیل شده که به کاهش محبوبیت او منجر شده است. رأی‌دهندگان، به ویژه در شرایط تورمی، تمایل دارند دولت را مسئول بدانند. حتی اگر ریشه بحران در خارج از مرز‌ها باشد. این موضوع، به ویژه در آستانه انتخابات، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. افزایش نارضایتی اقتصادی، می‌تواند به تغییر رفتار رأی‌دهنده منجر شود و توازن قدرت در کنگره را تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، حتی سیگنال سیاسی مانند تأکید بر نزدیک بودن توافق را می‌توان به عنوان تلاش‌هایی برای مدیریت انتظارات بازار و رأی‌دهندگان تفسیر کرد. اما این استراتژی نیز محدودیت خود را دارد. اگر بازار‌ها این سیگنال‌ها را غیرقابل اعتماد بدانند، نه تنها واکنشی مثبت نشان نمی‌دهند، بلکه ممکن است بدبینی بیشتری را در قیمت‌ها منعکس کنند. این یعنی تلاش برای کنترل روایت، در صورت فقدان تغییر واقعی، می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *