یک ماه مانده به کنکور ارشد، مجتبی از کارش در یک شرکت خصوصی انصراف داد و چون هر دو از کنکور کارشناسی زخم خورده بودیم، قسم یاد کردیم ننگ آن را بشوریم و آنقدر جوگیر شدیم که با سوزن یک قطره خونمان را پای این عهد فشاندیم.

گروه داهنشگاه خبرگزاری دانشجو- سارا گریانلو؛ در حیاط درندشت دانشگاه الزهرا، تند تند به سمت خروجی قدم میکشیدم که قبل از درآمدن بچهها از محل آزمون فاصله گرفته باشم. چون هزلترین کار بعد از آزمون این است که دور هم جمع شویم و از بین آن همه سوال، یک به یک مثل شهابهایی که لحظهای در آسمان بدرخشد، سوالها را بازیابی کنیم و بپرسیم جواب فلان سوال چی بود و جواب بهمان سوال چی؟
من باید قبل از به وجود آمدن گعدهای از این دست، دزدیده از در دانشگاه خارج شوم، پرونده آزمون را ببندم، نتیجه را محول کنم به سازمان سنجش و تا آن روز کذا، به هیچ سوالی یا موردی که سوالی را یادآوری کند فکر نکنم. سنت این است که بعداز آزمون فقط باید خوابید. همین!
