اگر موازنه قدرت در خاورمیانه بهگونهای دگرگون شود که ایران در جایگاه یک قدرت برتر و بیرقیب قرار گیرد، با سناریویی مواجه خواهیم بود که پیامدهای آن فراتر از مرزهای منطقه، کل نظم بینالمللی را تحت تأثیر قرار میدهد
جوان آنلاین: اگر موازنه قدرت در خاورمیانه بهگونهای دگرگون شود که ایران در جایگاه یک قدرت برتر و بیرقیب قرار گیرد، با سناریویی مواجه خواهیم بود که پیامدهای آن فراتر از مرزهای منطقه، کل نظم بینالمللی را تحت تأثیر قرار میدهد. در چنین فرضی، ایران نهفقط یک بازیگر تأثیرگذار، بلکه به عامل شکلدهنده قواعد بازی در سطوح مختلف بدل میشود.
در این چارچوب، تسلط کامل بر تنگه هرمز یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان اهمیتی تعیینکننده پیدا میکند؛ گذرگاهی که نزدیک به یکچهارم جریان نفت و گاز جهانی از آن عبور میکند. در نتیجه، نقش ایران از یک صادرکننده انرژی، به بازیگری ارتقا مییابد که میتواند قواعد دسترسی به این منابع را تعریف کند. در چنین وضعیتی، نهتنها روند قیمتگذاری، بلکه حتی امکان دسترسی کشورها به انرژی، به تصمیمات راهبردی تهران گره میخورد. این سطح از نفوذ، ابزاری قدرتمند در اختیار ایران قرار میدهد که میتواند در تعاملات و چانهزنیهای بینالمللی، موقعیتی برتر برای آن ایجاد کند.
بهموازات آن، با گسترش نفوذ در دریای سرخ از طریق اتحادهای منطقهای، یکی دیگر از شاهراههای کلیدی تجارت جهانی در معرض تأثیرگذاری ایران قرار میگیرد. حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد تجارت دریایی جهان، از کالاهای اساسی گرفته تا انرژی از این مسیر عبور میکند. ترکیب کنترل یا نفوذ بر این دو گذرگاه، به معنای شکلگیری یک موقعیت ژئوپلیتیک کمنظیر است که میتواند جریان تجارت جهانی را بازتعریف کند.
در سطح امنیتی و نظامی، این سناریو به خروج تدریجی یا اجباری نیروهای خارجی از منطقه میانجامد و توازن قوا را بهطور بنیادین تغییر میدهد. ائتلافهای سنتی امریکایی تضعیف میشوند و ایران بهعنوان قدرت مسلط از شرق مدیترانه تا آسیای مرکزی تثبیت میگردد. این جایگاه نه صرفاً از برتری نظامی، بلکه از ترکیبی از تابآوری اقتصادی، انسجام داخلی و شبکهای از روابط منطقهای حاصل شده است.
