گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو- سارا عاقلی؛ من خواب ماندم. در یکی از مهم ترین روزهای زندگی ام، از همان روزهای مهمی که فقط دو سه بار در هر سال تکرار می شود. من روز کنکور ارشد، خواب صبحگاهی را بر آزمون صبحگاهی ترجیح دادم. روز پنجشنبه ساعت 6 صبح ساعت موبایلم زنگ زد، با یک حرکت انگشت آن را ساکت کردم تا فقط چند دقیقه بیشتر بخوابم ولی وقتی برای بار دوم چشم هایم را باز کردم ساعت یک ربع به هشت شده بود و من با چشم های پف کرده به ساعت خیره شده بودم؛ باور نمی کردم یک چشم برهم زدن یک ساعت و چهل و پنج دقیقه زمان برده باشد آن هم به قیمت از دست رفتن کنکور ارشد. عجله چاشنی همیشگی صبح های من است؛ آنقدر که آماده شدن در کسری از دقیقه برایم تبدیل به یک مهارت شده؛ خوان اول که حاضر شدن بود را از میان برداشتم و لباس پوشیده به استقبال خوان دوم رفتم. نگاهی به آدرس درج شده روی کارت انداختم؛ یک مدرسه دخترانه بعد از اسامی قطار شده خیابان ها و کوچه ها نشان از سر راست نبودن آدرس داشت و من حتی مختصات خیابان اصلی را هم نمی دانستم تنها کاری که از دستم برمیآمد جستجو و ثبت نام خیابان اصلی در نقشه اسنپ بود.
منبع : خبرگزاری دانشجو
