۱ مرداد ۱۴۰۵ – ۱۳:۲۴
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی در نشست تخصصی «از نظریههای انقلاب تا تئوریهای جنبشهای اجتماعی» که به همت گروه علوم سیاسی خانه اندیشمندان علوم انسانی و با همکاری گروه جامعهشناسی سیاسی انجمن جامعهشناسی ایران و مرکز نشر دانشگاهی برگزار شد، محمد سالار کسرایی دکترای جامعه شناسی سیاسی دانشگاه تهران، و استاد تمام گروه جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس در سخنانی دیدگاه های خودش را مطرح کرد. محمدسالار کسرایی درباره سیر تحول «انقلابپژوهی» و تکامل نظریههای آن از الگوهای ساختاریِ کلاسیک تا جنبشهای معاصر پرداخت. او با مرور پنج نسل از نظریههای انقلاب نشان داد چگونه وقایعی چون انقلابهای ۱۹۱۷ روسیه و ۱۹۴۹ چین ابتدا تمرکز اندیشمندان را به ساختارها، روابط دهقانی و خشونت معطوف کردند؛ اما وقوع انقلاب اسلامی ایران و تحولات نیکاراگوئه، پارادایم جدیدی با محوریت مذهب، فرهنگ و طبقه متوسط شهری گشود. در نهایت، با ظهور تحولات بهار عربی و جنبشهای دیجیتال، نسلهای تازه نظریهپردازی شکل گرفتند که ویژگی اصلی آنها، افول رهبری واحد، نقش محوری شبکههای اجتماعی، غیرخشونتآمیز بودن اعتراضات و تأثیر مستقیم قدرتهای بینالمللی در سرنوشت تغییرات سیاسی است. پیش از این سخنان دکتر ابوالفضل دلاوری منتشر شده در خبرگزاری خبرآنلاین از نظرتان گذشت. در ادامه گزارش سخنرانی محمدسالار کسرایی از نظرتان می گذرد:
****
پس از انقلابهای ۱۹۱۷ روسیه و ۱۹۴۹ چین، توجه اندیشمندان علوم سیاسی و اجتماعی به پدیده انقلاب به شکل چشمگیری افزایش یافت و پژوهشهای گستردهای درباره چرایی و چگونگی وقوع انقلابها انجام شد. در نتیجه، آثار فراوانی در این حوزه به نگارش درآمد و نظریهپردازان کوشیدند انقلابها را در قالب رهیافتهای مختلف طبقهبندی و تبیین کنند.
