
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو-عابد نظری؛ مهرداد تنها تهرانی بود، غیر از من. باقی آن کلاس شلوغ اهل دیگر شهرها بودند. بیشتر از چهل نفر بودیم. بیشتر از سهچهارم کلاس را دخترها قبض کرده بودند. من و سیدمحمد بورانی و امیر هندی و مرتضی قاسمی و امید محبی و مهرداد قدیمی، روزهای اول، ردیف آخر نشستیم. مهرداد اولین کسی بود که انگلیسی حرف زد. استاد و دیگر شاگردها را هم به صحبت کردن دعوت کرد. من آن روز، که اولین روز کلاسها بود، غیبت داشتم. اما وقتی حاضر شدم، دیدم تیم پسرها مثل جوجههای مریض سر در جیب مراقبه کرده، در آن ردیف آخر، با چشمهای از حدقه بیرون افتاده، به مکالمه نامفهوم دخترها و استاد خیره شدهاند. من مأمور آرامش دادن به این گروه خفه بودم. واقعیت این بود که دیر یا زود، باید با این حقیقت تلخ مواجه میشدیم که پسرهایی لال در کلاس داریم. غیر از سیدمحمد بورانی. مهرداد اما اهل از تکاپو افتادن نبود
