چطور باید برای شوهری که دوستش داشتم، ماجرای آزار جنسی توسط همسایه را تعریف می کردم؟

زن 28 ساله در حالی که دستانش از شدت اضطراب می لرزید و تردید در افشای یک راز عجیب سراسر وجودش را فرا گرفته بود ناگهان بغض وحشتناک 20 ساله اش ترکید و در میان های های گریه حرفهایش را با کارشناس و مددکار اجتماعی کلانتری مشهد در میان نهاد.

زن 28 ساله در حالی که دستانش از شدت اضطراب می لرزید و تردید در افشای یک راز عجیب سراسر وجودش را فرا گرفته بود ناگهان بغض وحشتناک 20 ساله اش ترکید و در میان های های گریه حرفهایش را با کارشناس و مددکار اجتماعی کلانتری مشهد در میان نهاد.

چطور باید برای شوهری که دوستش داشتم، ماجرای آزار جنسی توسط همسایه را تعریف می کردم؟

به گزارش روزنامه خراسان، او گفت: سال ها قبل زمانی که هشت سال بیشتر نداشتم پدرم به خاطر جرمی که مرتکب شده بود به حکم قانون روانه زندان شد. از آن روز به بعد مادرم مجبور بود برای تامین هزینه های زندگی در بیرون از منزل کار کند. آن زمان وقتی از مدرسه به خانه باز می گشتم تنها در خانه می ماندم و هیچ همبازی نداشتم به همین دلیل مادرم از تنهایی من احساس نگرانی می کرد و برای آن که خیالش از طرف من راحت شود مرا به یکی از دوستانش می سپرد که مدت کوتاهی بود با او و همسرش آشنایی داشت وقتی مادرم سر کار می رفت مرا نیز راهی منزل آن زوج جوان می کرد که در همسایگی ما سکونت داشتند اما بدبختی و تباهی روزگار من از آن جایی آغاز شد که شوهر آن زن مردی هوسران بود و به دور از چشم همسرش مرا مورد آزار و اذیت قرار می داد.

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *