«ریحانه» بغض در گلو داشت، اما غرورش اجازه نمیداد گریه کند. با خودش قرار گذاشته بود هر طور شده مهریهاش را بگیرد و این بار بیگدار به آب نزند. دو بار ازدواج کرده بود و هر دو بار «شیشه» غرورش را شکسته بود.

به گزارش آرشیو رکنا، زن جوان در شعبه 264 دادگاه خانواده مقابل قاضی نشسته بود تا به پروندهاش رسیدگی شود. دادخواست طلاق داده بود. از دعوا و کتک کاری، از فحاشی و آبروریزی جلوی در و همسایه، از تحقیر شدن به خاطر ازدواج اول و از گوشهگیری دختر 9 سالهاش خسته شده بود. شوهرش به شیشه اعتیاد داشت، درست مثل همسر اولش.
