کلماتش را جای درستی خرج کرد

براتعلی درست می‌گفت. واقعا جای فقیری بود. کلماتش را جای درستی خرج کرد.
15 آذر 1397
براتعلی درست می‌گفت. واقعا جای فقیری بود. کلماتش را جای درستی خرج کرد.

جذب به جبهه

کار هر روز هفته‌ بچه‌های مسجد شده بود هماهنگی راهپیماپی‌ها و تظاهرات و کارهای اداری اعزام به جبهه. حال و هوای محله را عوض کرده بودند. بار بیشتر کارها بر دوش براتعلی بود.

مشغولیتش از همه زیادتر بود. می رفت و می آمد و با هر کسی فراخور عقل و روحیه‌اش برخورد و صحبت می کرد.

او حرف می زد. استدلال می کرد. نصیحت می کرد. ولی کنار همه‌ی این‌ها سعی‌اش این بود که با خوش خلقی، مردم را به اسلام و انقلاب راغب و خوش بین بکند و این منش و روش را وظیفه‌ هر متدین حزب اللهی می دانست، این وظیفه را هم محدود به دوستان مسجدی و محله‌ای نمی کرد.

با برادران و قوم و خویشش نیز همین جور بود و خود را ملزم به این وظیفه کرده بود.

یک روز کلی با هم صحبت کردیم. از جبهه‌ها گفت. از خاطرات خود و بچه‌ها تعریف کرد. خیلی برایم جذاب بود. از هم صحبتی‌ باهاش خسته نمی‌شدم. کلماتش را دوست داشتم.

منبع  : خبرگزاری میزان

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *