دوم بهمن برای مردم شیروان فقط یک تاریخ در تقویم نیست؛ روزی است که شهر، ۳۱ پاره از وجود خود را بر شانه گرفت و با اشک، عهد بست و با خون، حماسه آفرید.
جوان آنلاین:رزیتا ولیزاده؛ سیونُه سال پیش، در چنین روزی، شیروان دیگر یک شهر نبود؛ یک صحنه تاریخ بود. بوی حماسه در کوچهها پیچیده بود و زمان، ایستاده نظاره میکرد. شانههای مردم، تابوتهایی را به دوش میکشید که سبک از دنیا و سنگین از معنا بودند؛ تابوتهایی که گویی از زمین جدا شده و به افق پیوند میخوردند.
پیرمردی با دستهای لرزان، زنی جوان که نگاهش در تابوتها گم شده بود و کودکی دهساله که پرچم وطن در دستانش بزرگتر از قامتش مینمود؛ همه آمده بودند. شهر، یکپارچه قلب شده بود؛ قلبی که برای سیویک پاره از وجود خود میتپید.
به گزارش مهر، از همان روز، سینه شیروان چاکچاک عشق شد و نام «دوم بهمن» برای همیشه در حافظه تاریخی این شهر ماندگار شد؛ روز حماسه و ایثار.
کربلای ۵؛ وقتی ایمان از میدان مین عبور کرد
