در روزهای پرالتهاب جنگ رمضان و در هفتۀ نخست آتشبس دوهفتهای، با وجود کنترل هوشمند تنگۀ هرمز توسط ایران، آمریکا با طرح محاصرۀ دریایی ایران، جهان را به لبۀ بحران انرژی کشانده است. این یادداشت با نگاهی به صلح حدیبیه و شعب ابیطالب، نشان میدهد که چگونه جبهۀ مقاومت میتواند این انسداد ظاهری را به فتحالمبین تبدیل کند.
ابوالقاسم شکوری

واقعیت این است که نباید به رویدادهای ملتهب امروز صرفا از دریچۀ تنگ ژئوپلیتیک نگریست. تاریخ تقابل حق و باطل همواره با حربۀ «محاصرۀ اقتصادی» گره خورده است. رویکرد امروز آمریکا، در واقع نسخۀ مدرن همان عهدنامۀ ظالمانهای است که مشرکان مکه برای تسلیم کردن رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و یارانش در شعب ابیطالب نوشتند. در آن مقطع تاریخی نیز هدف، فلج کردن شریانهای حیاتی و منزوی ساختن جامعۀ نوپای اسلامی بود. اما سنت لایتغیر الهی نشان داد که وقتی اسباب مادی به بنبست میرسند و کارد به استخوان میرسد، قدرت فرامادی پروردگار از جایی که دشمن محاسبه نکرده است، وارد عمل میشود.
قرآن کریم در تبیین این قاعدۀ قطعی میفرماید: «وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ» (طلاق:۲-۳). همانگونه که در ماجرای شعب ابیطالب، موریانهها اسناد ائتلاف کفر را جویدند و از بین بردند، امروز نیز تضاد منافع، وحشت از بحران انرژی و مخالفت شرکا، در حال جویدن پایههای ائتلاف دریایی آمریکا است و شکاف در جبهۀ باطل به وضوح دیده میشود.
