دختر ۲۴ ساله که با چهرهای مضطرب و رنگ پریده وارد کلانتری شده بود، در حالی که بیان میکرد قربانی ارتباط در فضای مجازی شده است، راز تلخی را فاش کرد.

به گزارش خراسان، او به کارشناس اجتماعی کلانتری سیدی مشهد گفت: وقتی دررشته کاردانی نرم افزار رایانه دانش آموخته شدم، دیگر ادامه تحصیل ندادم و به امور خانهداری پرداختم. پدرم مردی تحصیل کرده و بازنشسته یکی از ادارات دولتی بود که معمولا خودش را با درختان و گیاهان باغ ویلایمان سرگرم میکرد. من هم که فرزند بزرگ خانواده بودم مدام در شبکههای اجتماعی به جست و جو میپرداختم به طوری که گوشی از دستم نمیافتاد و به پرسه زنی در فضای مجازی معتاد شده بودم. مادرم نیز مشغول خانه داری بود و کاری به کارم نداشت.
روزها به همین ترتیب میگذشت تا این که سه ماه قبل با پسر جوانی به نام «فریدون» آشنا شدم. خیلی زود چت کردنهای مجازی به ارتباط تلفنی کشید. او در زمینه خرید و فروش تلفن همراه فعالیت داشت و از شمارههای مختلفی با من تماس میگرفت.
