در کنار توجه افکار عمومی دنیا به اهمیت تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی، در چند روز گذشته و با عملیاتی که عربستان علیه فرودگاه صنعا انجام داد، بحث جایگاه استراتژیک باب المندب مطرح شده است.
، در مباحث ژئوپلیتیکی خاورمیانه، همواره مسئله تنگه هرمز در رأس موضوعات قرار دارد، آبراهی که حدود یکپنجم تجارت نفت جهان از آن عبور میکند و جنگ ۳۹ روزه نشان داد تنش و مسدود شدن آن می تواند بازار جهانی نفت و سایر محصولات مرتبط با نفت و گاز مایع را با افزایش شدید قیمت روبرو سازد. اما در روزهای اخیر در کنار مسئله تنگه هرمز، بحث یک گلوگاه راهبردی دیگر نیز در مرکز توجه قدرتهای جهانی قرار گرفته است؛ تنگه بابالمندب.
تشدید تنشها در دریای سرخ، افزایش نگرانیها درباره امنیت کشتیرانی و تداوم بحران یمن، موجب شده است بابالمندب دیگر صرفاً یک گذرگاه دریایی نباشد، بلکه به یکی از مهمترین مؤلفههای رقابت ژئوپلیتیکی در غرب آسیا تبدیل شود. از هر کشتی که از آسیا به اروپا یا بالعکس حرکت میکند، در اغلب موارد ناچار است از این مسیر عبور کند. از این رو، هرگونه اختلال در بابالمندب، تنها تجارت کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار نمیدهد، بلکه مستقیماً زنجیره تأمین جهانی، تجارت اروپا و انتقال انرژی به بازارهای بینالمللی را نیز متاثر میکند. در سالهای گذشته، اهمیت این تنگه تا حدی تحتالشعاع هرمز قرار گرفته بود، اما اکنون تحولات دریای سرخ بار دیگر آن را به صدر محاسبات امنیتی قدرتهای جهانی بازگردانده است.
اگر بابالمندب اهمیت دارد، دلیل اصلی آن موقعیت جغرافیایی یمن است. یمن تنها کشوری است که بر بخش شرقی این تنگه اشراف دارد و به همین دلیل، هر تحول سیاسی یا امنیتی در این کشور، مستقیماً بر امنیت کشتیرانی در دریای سرخ اثر میگذارد.
