جنگ از پنجره‌ها/ روایت اول، زور زندگی از جنگ بیشتر است

اینجا قرار است به جنگ از منظری متفاوت نگاه کنیم نه از زبان مورخان و نظامیان بلکه از زاویه دید افرادی که مستقیماً و بی واسطه آن را زیسته اند. آن ها که در دل جنگ تجربه ای ملموس و انضمامی داشته‌اند روایتگر خواهند بود.

اینجا قرار است به جنگ از منظری متفاوت نگاه کنیم نه از زبان مورخان و نظامیان بلکه از زاویه دید افرادی که مستقیماً و بی واسطه آن را زیسته اند. آن ها که در دل جنگ تجربه ای ملموس و انضمامی داشته‌اند روایتگر خواهند بود.

جنگ از پنجره‌ها/ روایت اول، زور زندگی از جنگ بیشتر است

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو-فاطمه آذربایجانی؛ نوجوان که بودم خوراکم خواندن کتاب‌های ادبیات پایداری بود در فضای کتاب‌ها ذوب می‌شدم قلبم برای خرمشهر و آبادان روز‌های اول جنگ می‌تپید و خودم را در میان آن آدم‌ها در حالی که تفنگی بر دوش دارم یا در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی می‌چرخم تا کاری بکنم تصور می‌کردم از همان زمان فهمیدم که میان جنگیدن و دفاع کردن تمایز وجود دارد که دفاع کردن همیشه مقدس است، اما هیچ وقت دلم نمی‌خواست که جنگ تکرار شود از مردن می‌ترسیدم و وحشتناک‌تر از مردن برایم آدم‌هایی بودند که از جنگ باز می‌ماندند که گویا هر روز جانشان گرفته می‌شود و خرابه‌هایی که انگار همیشه مرده‌اند. حتی اگر هزاران بار بازسازی شوند (گویی که نفرین شده باشند) شبیه به همان نخل‌هایی که هیچ‌وقت سبز نشدند.

 

منبع  : خبرگزاری دانشجو

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *