شبی از خماری تنم می لرزید و به یک دکه رفتم تا خودم را گرم کنم، صاحب آن دکه وقتی حال من را دید از من خواست پشت میزش بروم تا بیشتر گرم شوم اما نمی دانستم که نقشه شومی در سر دارد. ناگهان صاحب دکه در را قفل کرد و به زور مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و کسی هم صدای من را نمی شنید .

به گزارش رکنا، زن ادامه داد: مرد شیطان صفت از صحنه پلیدش فیلم گرفت و من را تهدید کرد که اگر از این ماجرا به کسی چیزی بگویم بلایی بدتر از این سرم خواهد آورد. این ها بخشی از سرگذشت یک زن جوان است که در باتلاق اعتیاد گرفتار شده است. در ادامه گفت و گوی ما را با این زن جوان می خوانید.
